جامعه هزاره افغانستان که به واقع جامعهای متعهد و آگاه است باید از جایگاه سادات برای بلند بردن جایگاه خویش استفاده کند نه آنکه بکوشد تا آنرا تخریب کند. به یقین اگر از این سرمایه استفاده نشود جامعه هزاره متضرر خواهد شد. اگر مشکلاتی در جامعه شیعه و در خصوص سادات وجود دارد که بواسطه فقر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی طبیعی مینماید نباید ما را وادارد تا سعی کنیم از فقر فرهنگی و علمی برخی از مردم سوءاستفاده کنیم
چندیست با نوشتهای برادر عزیزم جناب آقای علیزاده مالستانی دربعض سایتها بر میخورم که عمدتاً در خصوص آسیب شناسی جایگاه سادات در افغانستان است. یقین دارم که جناب آقای مالستانی بر اساس دغدغههایی که نسبت به جامعه شیعه دارد این مباحث را مطرح می سازند. گرچه برخی از تعابیر حضرت ایشان تند و گزنده است اما شاید همین تعابیر، بنده را واداشت تا از نگاهی دیگر در خصوص جایگاه سادات جملاتی هر چند پراکنده بنویسم.
به باور بنده سیادت مانند بسیاری از امور در این دنیا اعتباری است و حقیقی نیست یعنی سیادت ذاتیِ برخی از افراد نیست. امری که خداوند در قرآن بدان تصریح کرده است. من سیادت را امری اکتسابی میدانم، اکتسابی چیزی است بدان معنا که افراد با جهد و تلاش آنرا به دست میآورند. این امر گاهی در یک نسل اتفاق میافتد و گاهی نسلها ادامه می یابد. مانند بسیاری از امور، ثروت یک امر اکتسابی است گاهی فرد خود با تلاش و کوشش آنرا به دست میآورد و گاهی ارثی از پدرانش به ارث میرسد. اگر کسی خودثروت اندوخت او ثروتمند است، فرد ثروتمند هم بر اساس عقل و هم بر اساس شرع دارای ارزش است لذا ارزشمند است بر این اساس فرد غنی از فرد فقیر از نظر اجتماعی متمایز میگردد. در حالیکه در سرشت انسانی آنها هیچ تفاوتی نیست تفاوت تنها در تلاش و کوشش اوست که اکتسابی است، گاهی این ثروت از فردی به فرد دیگر منتقل می شود. مانند اینکه از پدر به پسر منقل می شود. این امر نیز اکتسابی است ولی شاید ارزش مال در این صورت به اندازه مالی که خود فرد می اندوزد نباشد لذا شاید مردم بگویند از پدرش به ارث رسیده. مگر اینکه از آن ثروت پاسداری کند و قدر آن را بداند تا بتواند غنا و ثروت خود را حفظ نماید. این امر در خصوص علم نیز تا جایی صادق است بله درست است که علم بیشتر فردی است اما خانواده عالم خیز از جایگاه و قدر اجتماعی بیشتری برخوردار است و زمینه های مساعدتری برای علم اندوزی در نسلهای یک خانواده عالم وجود دارد. و شاید اگر کسی که به خانواده عالم خود مباهات کند و ارزش بداند از سوی عقلا و عرف جامعه مذموم به نظر نیاید هر چند خود بهره ای چندانی از علم نداشته باشد. مثال دیگر می زنم جوامعی که امروز از نظر اقتصادی در سطح بسیار بالایی هستند این امر را مرهون تلاش نسل های قبلی خود هستند آنها با تلاش و کوشش سعی کردند تا کشور و ملتی ثروتمند باشند تا نسلهای آینده آنها در رفاه زندگی کنند. حالا اگر مثلا در جامعه آمریکا گفت ما از نظر اقتصادی و سیاسی پیشرو ترین کشور هستیم آیا باید گفت تو تبعیض قائل شدهای، یا باید او را سرمشق قرار داد و سعی کرد جامعه چون جامعه آمریکا از نظر اقتصادی ساخت.
جایگاه سادات نیز اینگونه است، سیادت یک امر اعطایی نیست که از سوی خدا ابتدائاٌ به سادات داده شده باشد. اگر به ابراهیم خلیل(ع) امام می شود بخاطر جهد و کوشش است مقام موسی(ع) بخاطر تلاش اوست اگر محمد(ص) رسول خدا می شود بخاطر سعی و تلاش اوست بخاطر مجاهدت و خلوص نیت اوست. لذا هر ارزشی در قبال چیزی به انسان داده شده است. بر کسی پوشیده نیست که سادات در طول تاریخ در بنای رفیع تمدن اسلامی نقشی ارزنده داشته اند هم در جایگاه دینی و هم در جایگاه سیاسی و اجتماعی لذا گذشته از ائمه طاهرین(ع) بسیاری از علما از بین سادات برخاستهاند. لذا به گواهی تمام علمای تاریخ و علوم اجتماعی مانند مارکس، هگل، اشپنگلر، توین بی و….. اندوختههای تاریخی نقش عمدهای در تاریخ و سرنوشت انسانها ایفا میکنند و باعث انگیزش افراد به سوی پیشرفت میشوند. بدیهی است که سادات از پیشینه بسیار درخشانی برخوردارند.
این پیشینه پر افتخار برای سادات از دو منظر است. یکی اینکه انگیزهای می شود تا این ثروت تاریخی را حفظ کنند لذا از نظر هویت فردی برای ایشان فوق العاده کارگشاست و خود باوری، مسئولیت اجتماعی را در آنها به صورت بسیار مضاعفی بالا میبرد لذا بسیاری از نخبگان سیاسی و اجتماعی و علمی در طول تاریخ اسلام از بین سادات برخاستهاند. جوامع آگاه در طول تاریخ اسلام نیز به حق این جایگاه را درک کردهاند و به جای تخریب آن سعی و تلاش میکردند که از پتانسیل اجتماعی آنها در برای پیشرفت جامعه استفاده شود.
جایگاه اجتماعی سادات در جوامع اسلامی در ظرف چند سال و چند دهه شکل نگرفته است که پدیدهای زود گذر باشد جایگاه اجتماعی سادات در ظرف هزارو چهارصد سال ترسیم شده است فقط برای نسب شناسی سادات در بین علمای شیعه و سنی بیش از صد کتاب تاریخی نوشته شده است. این امر از پشتوانه عظیم علمی تنها در حفظ نسب سادات حکایت می کند. حتما این امر اهمیت داشته که علما را بر انگیخته تا در صدد تبیین نسب سادات برآیند تا کس یا کسانی خود را داخل در این قشر نکنند، لذا به راحتی نمیتوان از نظر نسبی سیادت سادات را زیر سوال برد همین گونه به دلیل حساسیت این امر در طول تاریخ اسلام در همه بلاد اسلامی از سوی خلافت اسلامی ادارهای خاص به نام نقابت متولی سادات بوده است و یکی از وظایف این نهاد آن بوده که اگر کسی ادعای سیادت دروغین میکرد به شدت مجازات می شد. البته خود جامعه نیز نقش کنترلی ایفا میکرد و کسی نمی توانست به راحتی و بدون پشتوانه ادعای سیادت کند. دلیل پرداختن به این مسئله بخاطر تاکید بر این واقعیت است که سیادت در طول تاریخ اسلام جایگاه اجتماعی پر رنگی داشته است. بدون اعتقادات مذهبی آنها مورد احترام تمام مسلمانان بوده است. پیشینهای این چنینی سرمایهای است برای هر فرد، ولی این امر دلیل نمی شود که مدعی شویم سادات برتر از دیگران هستند. بلکه باید گفت پیشینه تاریخی آنها و سعی و تلاششان در تاریخ اسلام برای آنها سرمایه ای است و این سرمایه آنها اکتسابی است نه حقیقی، لذا ممکن است برخی از سادات از کنار این سرمایهی تاریخی به راحتی بگذرند و برخی از آنها به بهترین نحو استفاده کنند. عالم بودن نسبت به چنین جایگاهی از سوی سادات و نقش آفرینی در آن، به معنای تبعیض قائل شدن نسبت به دیگران نیست. همچنین اگر کسانی بخواهند نافی این جایگاه اجتماعی گردند. سعی کنند این نقش آفرینی سادات را مذموم جلوه دهند آب در هاون میکوبند
جامعه هزاره افغانستان که به واقع جامعهای متعهد و آگاه است باید از جایگاه سادات برای بلند بردن جایگاه خویش استفاده کند نه آنکه بکوشد تا آنرا تخریب کند. به یقین اگر از این سرمایه استفاده نشود جامعه هزاره متضرر خواهد شد. اگر مشکلاتی در جامعه شیعه و در خصوص سادات وجود دارد که بواسطه فقر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی طبیعی مینماید نباید ما را وادارد تا سعی کنیم از فقر فرهنگی و علمی برخی از مردم سوءاستفاده کنیم و در جهت جدایی جامعه شیعه حرکت نماییم من یقین دارم که آقای علیزاده در این مسیر قدم بر نمیدارد ولی ممکن است برخی اینگونه تصور کنند. که البته این نیز از جهلشان است. به امید اینکه همه برای سربلندی انسان و انسانیت تلاش کنیم.

کاش می گفتی که اگر سادات به این حق اکتسابی راضی نشوند و ارزش خود را به تقوا و علم ندانند, بیش از همه خود متضرر می شوند. زیرا در اقلیت هستند و اقلیت همواره به اکثریت نیاز دارد, بخصوص در شرایط دمکراتیک. اگر رای مردم هزاره نباشد سادات جوالیگری هم گیرشان نمی آید. بنابراین, برای رسیدن به منصب و وزارت نیاز به رای هزاره دارند. بنابراین لازم است این برادران محترم در کنار مردم هزاره باشند و بکوشند از راه علم و تقوای که معیار سیادت است به آقایی برسند, نه اینکه بر گذشته خود و آبا و اجداد خود بنازند و از مردم هزاره سو استفاده نمایند.
آری به امید این که همه ها برای سبلندی انسان تلاش کنیم . نه این که انسان ها را بفروشیم مانند( افشار) یا این که از اعتقادات انسان برای اخاذی سوء استغاده کنیم
فقط یک معیار وجود دارد:
ان اکرمکم عندالله اتقیکم(قرآن کریم)
نگفت که سیدکم!!!!!!
سادات عافت جامعه هزاره:
۱- شکست مردم هزاره در دوران عبدالرحمن از کانال سادات.
۲-فروختن افشار توسط (سیدهای سنگلاخت)
۳-طرح براندازی حزب وحدت توسط (مصطفی کاظمی)
۴-قتل سردار شفیع توسط (سیدسجادی و هاشمی)
۵-نفوذ سادات در صفحات شمال باعث شکست هزاره های مزار در دوران طالب شد.
۶-همسو شدن با طالب برای راپورت دادن خانه های هزاره در دشت برچی.
۷-راپورت دادن خانه های مردم هزاره در هزارجات . نمونه اش سید فروتن در بهسود که در خدمت ولسوال طالب بود.
۸ – همسو شدن با نمایند هی کوچی ،امسال
آقای خادم حسین عالمی ،آیا این جایگاه برای هزاره ها جایگاه خوبی است؟.
منتظر پاسخ تان هستم.
من که از لحاظ نسب سید هستم با این نظر موافقم که سید بودن به تنهای فضیلت نیست بلکه تقوی و فضایل اخلاقی را باید ملاک قرار دهیم.
با نویسنده محترم جناب خادم حسین عالمی که از نوک خامه اش صداقت و درایت و مسوئلیت تراوش نموده همدرد و همنظر هستم و حقانیت را در خامه اش لمس نموده ام و از خدای عالم برای ایشان و امثال ایشان دعای و تحیت خواهانم.
سید بودن را نباید صرف به خاطر سید بودن جرم دانست _ چیزی که اقلیتی بسیار محدود بر اساس منافع شخصی و ندیدن مصالح ملی دنبال می کند-.
همچنین معتقدم سیادت نزادی در نزد خدا ملاک داوری نیست بسا مسوئلیتش سنگین تر نیز می باشد ولی چیزی که مسلم هست این هست که سادات نفعش برای طوایف مسلمان در همه جوامع به ویزه شیعه به مراتب زیادتر بوده از نسبتهای که راست و درواغ و شایعه را عجین کرده و تمام مشکلات عالم و آدم را به نزاد سادات خلاصه می کنند که امیدوارم خداوند به همه اخلاق کریمانه عطا فرماید و عقلانیت را ملاک داوری قرار دهد نه قوم محوری را.
دوستانی چون علی احمد جان در همه وبلاگها به صورت افراطی هر شنیده و موهوماتی را علیه سادات می نویسند نیز در عمق وجود به وجدان خویش اگر مراجعه کنند این ملاکهای قضاوت همه توهمات هست و عصبیت هست نه عقلانیت و واقع نگری ولی چون سادات همه را به خدا واگذاشته است و اکثر دنبال این جنجال ها نیستند این دوستان خیال می کنند که حتما هرچه به این ها نسبت بدهیم و دیگران نسبت داده اند چون طرف مقابل غوغا نمی کنند پس باید بیشتر علیه سادات ترکتازی کنیم لذا این دوستان دقت کنند که حرهای شان موهومات بوده و واقعی نیستند و امیدوارم خداوند به امثال این دوستان چتر نوازش و رحمتش را بیشتر بگستراند و حوصله دو چندان عطا فرماید و مشمول الطاف خوبانش کند.
من ارادت به همه هزاره های امده و نیامده دارم و با آنان خودم را همخون میدانم و اکثر سادات در ژرفای وجودشان هزراه ها را به اندازه خود دوست دارند حال چه کسی درک کند یا نکند و مسخره کند.
و توصیه می کنم یا دین داری و وجدانمداری کنیم یا انصاف مند باشیم و شنیده های و نوشته های مغرضان را در وبلاگها بالاتر از وجدان خویش قرار ندهیم.
من به لحاظ احترم به امامان شیعه و تعالیم دینی و وجدان جمعی و ملی و روح شیعی کوشش می کنم به کسی از فحاشان توهین نکنم و خودم را به این دعواها آلوده نکنم گرچند می دانم که پولهای استخبارات کشورهای خاصی باعث این نوع نزاعها می شود و توصیه مراجع تقلید را که گفتند نزاع نکنید که همه ضرر می کنیم را کوشش می کنم در ضمیرم دیکته کنم.
قران می گوید:
لا تنازعو فتفشلو و تذهبو ریحکم
انما الممنون اخوه
چه سید باشد یا غیر سید از هر نژادی که باشد مومنان برادرند
مردان خدا گرچه هزارند یکی اند
مردان هوا جمله دوگانند و سه گانند
مومنان سید با مومنان هزاره هیچگاه دعوا و کین ندارند از نظر خداوند کسی نمی تواند کینه مومنی را دشته باشد چه سید باشد یا هزاره
سیدهای مومن و هزاره های مومن که در تاریخ و در عصر ما باهم دوستند و دوست بودند و روابط محترمانه دارند کم نیستند و هر کس در حد خویش اگر با خدا معامله کند چه سید باشد و چه هزاره پیش خدا ماءجور و معاقب خواهد بود.
علی احمد جانی که سادات را طی طوماری خائن و وطن فروش و هزاره فروش خوانده ای
آیا تمام استدلالهایت در زندگی این گونه است.
بهتر است شما اول معانی کلمات و طریقه نوشتن آنها را بیاموزی بعد وارد تحلیل مباحث شوی تو که آفت را عافت می نویسی چگونه به خود جرات میدهی که تحلیل کنی؟ نکند تو هم جزو روشن فکران شده ای؟
آخر هر کسی در افغانستان به سادات بد و بیراه بگوند فردایش در فضای مجازی جزو روشنفکران و نظریه پردازان قوم میشود.
نکند شما هم مانند برخی ها ره صد ساله را یک شبه که بماند در یک لحظه طی می کنید؟
با نوشته مقاله فوق که میانه روی را توصیه می کند و وحدت ملی و شیعی را به صلاح معرفی می کند صد در صد موافقم.
اما علی احمد جان. کمی انصاف داشته باش:
۱- تو بگو در دربار عبد الرحمن غیز از کاتب هزاره کدام سید هزاره حضور داشته ؟ و از کجا معلوم اگر کاتب هزاره فرض کن سید می بود تو او را سید درباری و راپور چی نمی خواندی؟ به علاوه عبد الرحمن در فرمانش نوشته:
«سید هزاره را هرجا یافتید بکشید.»
۲- مردم افشار قزلباش هستند و اصلا با هزاره ها میانه نداشتند و ندارند و خودشان را یک سر و گردن از هزاره ها همیشه بالاتر میگیرند و به راست یا تخیل خود را متمدن تر می دانند و خودشان با گروگان گیری شهید مزاری مشکل داشتند آنان می خواستند منطقه شان امن باشد و با همه گروههای جنگی چه سنی و چه شیعه مخالف بودند و زندگی امن می خواستند و می دانستند قومندانهای حزب وخدت امثال شفیع دیوانه آنان را چور و چپاول می کند. مزاری طبق روایت محمد اکبری ۱۲ هزار نفر را در غرب کابل به کشتن داد و به قومندانهای که ساییقه کمونیستی داشت دستور داد هرچه در غرب کابل پشتون و تاجیک یافتید بکشید این با کدام منطق سازگار بود و اخرش هم خودش نتوانست سلامتی جان خود را مدیریت کند و با دست خود سمت حکمتیار را گرفت و رفت با طالبان مذاکره کند که با غرور کاذب نصیحت دلسوزان شیعه را دشمنی پنداشت و ۱۲ مرتبه بروجردی که در ایران مربی و دلسوزش بود پیشش رفت که او را کمک کند در مدیریت جنگ سالاران پون قومندان شفیع ولی مشوره و دلسوزان و دوستان قدیمش را به چند قومندان عصبی که خودشان نام های ضد اخلاق و دین را روی خودشان گذاشتند فروخت و متاسفانه شهید مزاری اخرش بدست طالب خود را انداخت. او که در مدیریت سلامتی جان خود اشتباه عمل کرد و احساساتی رفتار کرد چطور او را معصوم و بقیه را مجرم می پنداری؟
چرا نمی پرسید خون دوازده هزار نفر شیعه را که قومندانهای حزب وحدت ریخت در غرب کابل آیا آنها ادم نبود و خونش کم رنگ بود و مخلوق خدا نبودند؟
به کدام دلیل اتهام فوق را به سیدها نسبت می دهی؟ چرا یخن همه فرزندان فاطمه زهرا را و یخن سیدهای نسلهای گذشته و سیدهای که متولد نشده اند را میگیری؟
۳- حزب وحدت مگر دیکتارتوری بود که مادام العمر شهید مزاری آن را ارث خود بداند همانگونه ۱۵ سال هست ارث دو تقسیم خلیلی و محقق شده؟ مزاری که به اسناد (وزارت اطلاعات ایران) شخصیتهای هزاره چون عاقلی و صادقی نیلی را از سر راه خود برداشته.
تازه مصطفی کاظمی تنها نبوده محمد اکبری و صادق مدبر و ایت الله تقدسی و… چرا علم مخالفت با مزاری را بر داشتند؟
۴- شفیع دیوانه و امثالش، شیشه خور ها و همه اسم های از قیبل طوفان و پسر خدا و جبرئیل و .. خود را می نامیدند… وسینه زنهارا می بریدند و میخ بر سر مردم دیگر کوبیدند و مردم را در کورههای آجر پزی زنده زنده انداختند و رقص مرده راه انداختند و امثالش شپش فروختند
تازه هیچ سیدی او را نکشته. کمی تعقل کن. مگر خلیلی سید سرور را با هفتاد سید دیگر نکشت؟
فردا هم که مریض شدی بگو سید مرا بیمار کرده.
۵- طالبان در عملیات انتحاری سید اسد الله و مصطفی کاظمی را برداشتند و تهمت دوستی بین سید و طالب نمی چسپد. در یکاولنک هفتاد سید را طالب به رگبار بست البته همه شیعیان را نیز همینطور کردند.
علی احمد جان برادر ذره ی انصاف داشته باش درست هست که جرم را پیش خود ردیف می کنی ولی لا اقل خودت بدان که هرچه خودت میگی به خاطر کم نیاوردن لا اقل خودت دروزغهایت را باور نکن.
۶- هیچ سیدی راپور نداده خیلی از سادات کابل و… توسط طالبان نابود شدند. فقط وجدان داشته باش و تعصب نداشته باش.
۷- ایت الله تقدسی که از رهبران هزاره هست چرا در زمان طالبان در کابل زنده ماندو کار می کرد؟ مگر خدای ناکرده می توان به او اتهام همکاری با طالبان را وارد کرد؟
عزیزم اگر ایشان سید می بود و کاتب هزاره سید می بود یقینا می گفتی علیه ما راپور داده.
اگر خلیلی و بشر دوست ومحقق که در پرالمان رای هزاره ها را به سیاف فروخت سید بود می گفتی آنان دشمنی با هزاره می کند ولی الان اگر انان صد جا پایشان را کج بگذارند نادیده میگیری.
چون عینک سید ستیزی زا افراد خاصی بر چشمتان گذاشته تمام غمهای عالم و بیمارهای احتماعی و اشتباه سیاستمداران و ترکتازان را به سید مظلوم نسبت می دهی.
۸- همه سادات متشخص پارلمان به دفاع از کوچی ها بیانیه دادند و کاری که از دست شان بر می امد دریغ نکردند. تهمتی بزن که بچسبد. سید اگر گلویش را زیر تیغ ببرد برای دفاع از هزاره و شهید شود که خیلی هم شده باز هم با این عینک میگویی او قصد فریب مرا داشت. و حاضر به وجدانمداری نیستی.
چند نفر سید ستیز زیرک که پول از … می گیرند اگر دشمنی با سادات کنند اشکال ندارد سید گلوی خود را آماده کرده است برای سر بریده شدن ولی وجدانش را به پولهای نامرئی … نمی فروشد. چند فرد حقیر و تنگ نظر و عقده ی هستند ولی محبان ذریه زهرای مرضیه در همه ادیان به شخصیتهای بزرگ سادات افتخار می کنند اقبال لاهوری می گوید:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
از ولای دودمانش زنده ام
چند نفر سید ستیز غیر از کل شیعیان علی افغانستان و هزاره های شریف هستند.
تو سید جمال و بلخی ها و ایت الله حجت کابلی و سادات موافق و همسنگر شهید مزاری را وسید های خدوم و شهید افغانستان را نمی توانی انکار کنی.
شما چند سید ستیز بروید با سیدهای خودتان دشمنی کنید و هستی تان را برای نابودی نژاد علی ع و زهرا صرف کنید، تا گرفتار ملا عمر و اسماعیل خان بشوید. شما که اتهام های علیه سید را به خاطر نژادش و کینه از حضرت علی ع بر می افرازید کمی زیرک باشید و بدانید که پول سید ستیزی و ترویج مسیحیت و سه خدایی به جای خدای واحد اسلام از کجا آمده است؟
همه اش میگی «سید» ها، فلان کار را کرد در حالی که در قران و دین و علم حقوق یکجا گناه فرضا یک نفر را نمی توان به دیگران تسری داد.
مگر هزاره ها، هزاران مورد جرمهای فوق را مرتکب نشده؟
امروزه عده ی از خود هزاره ها برای طالبان پولی کار می کند تو خبر نداری.
گیرم یک مورد اثبات نشده یک سیدی مجرم بود برو یخن اش را بگیر نه از هابیل گرفته تا علی و تا بلخی همه را نسل سید گفته دشمن خود تلقی کنی.
پولهای ….، که به افرادی خاص، جهت اختلاف علیه وحدت ملی و و دعوای دینی و نزادی میریزد نمی تواند سیاه را سفید نشان دهد.
بالاخره بشریت وجدان دارد و برای وجدان داران این نزاعها یک توت ارزش ندارد.
پول از جاهای میگیرند و مثل زمان جنگ سرد چند سال قبل، بین ملت تخم نفاق می افشانند.
با کینه علیه منتسبان به علی ع و شیعه و سادات صبحتان را آغاز کیند« تا باشد که صبح دولتتان بدمد.» و …
۴- شفیع دیوانه و امثالش، شیشه خور ها و همه اسم های از قیبل طوفان و پسر خدا و جبرئیل و .. خود را می نامیدند… وسینه زنهارا می بریدند و میخ بر سر مردم دیگر کوبیدند و مردم را در کورههای آجر پزی زنده زنده انداختند و رقص مرده راه انداختند و امثالش شپش فروختند
…………………………………………………………………………..
این جمله آقای محسن خان خیلی زننده است متوجه باشید قرار گفته های خود تان به مردم تهمت وتوهین نکنید .
سلام و درود
حیف است که انسان وقت شریفش را تلف خواندن چنین اراجیفی بکند من واقعا از اینکه چنین نوشتهی سطحی و یک مشت ادعا را خواندم پشیمانم. این نوشته از یک طرف سیادت را اکتسابی میداند که درین صورت باید هر کسی تلاش کرد و سرمایه معنوی یا مادی اندوخت باید سید باشند در حالیکه چنین نیست و سادات صرف به خاطر نسبشان سیدند نه به خاطر شخصیتشان. اشکال از همینجا نشات میگیرد که چرا بها دادن به نسب و نسبپرستی که در اسلام و قرآن محکوم گردیده دو باره در بستر شیعه زنده شده و عدهی که هیچ گونه تمایز شخصیتی از دیگران ندارند باید امتیاز داشته باشند و برتر از دیگران باشند؟!! هم از مزایای اجتماعی برخوردار باشند و هم از مزایای اقتصادی!!! دیگران کار کرده و عرق جبین بریزند و سادات نذر جدش را نوش جان کرده و کَلّ بر اجتماع باشند؟!! آیا کار نکردن و مفتخوری سادات، از نظر اقتصادی به نفع جامعه است؟ آیا پاداش دادن به نسب و قشری مفتخوار به بار آوردن در یک جامعه، به نفع جامعه است.؟
جایگاه سادات، در طول تاریخ به خاطر نسبش بوده است نه تمدنسازی و نقشهای اکتسابی. در کدام مرحلهی تاریخ، سادات آن نقش ادعایی را ایفا کردهاند؟ فرضا قبول کنیم که سادات چنین نقشی را در تاریخ ایفا کردهاند این چه ربطی به سادات هزاره دارند؟ بحث روی تمام سادات در جهان اسلام که نیست. آیا سادات هزاره غیر از گدایی و دریوزگی نقشی دیگری هم داشتهاند؟ البته استثناها که در تمام جوامع و مردم یافت میگردند حکمش از اکثریت جداست. تا سیدی آمده فورا چند آخوند سید را مانند سید سرور واعظ و …. ره به رخ نکشند. به فرض قبولی مفید و موثر بودن آنان آیا تمام سادات هزاره همانند سید سرور واعظ هستند؟!! تا احترامش به خاطر شخصیتاش نه شخصاش لازم و واجب گردند.
هزارهها از جایگاه سادات برای بلند بردن چگونه استفاده باید بکنند تا جایگاهش ارتقا یابند؟ آیا مانند سادات اقدام به گدایی کنند؟ جایگاه سادات هزاره که جز گدایی کردن و نا هنجاریهای اجتماعی، سیاسی، و…. نیست. ازین جایگاه میشود به قلههای بلند تمدنی و انسانی دست یافت؟ حرف میگویی و معنا ز خدا میطلبی.
عزنوی جان منطق شما منطق فحش و دشنام است
در این خصوص کسی به رد پای شما و هم فکران شما هم نمی رسد.
با گفته های نویسنده کاملا موافق هستم
شما فقط ادبیات و نحوه گفتار نویسنده را با گفتار و رفتار و لحن و سنخن غزنوی مقایسه کنید.
ادب نشانه انسان است
سلام به همه دوستان
دوستان عزیز!سید از رگ ماست،از خون مااست، از ریشه ی ما است.صدها سال است که سیدها با هزاره ها خو گرفته اند و با هم دردهای مشترک داشته اند و با هم با یک و فرهنگ،با یک زبان و لهجه و در کل با یک دلو جان زیستند.حال ما چطور میتوانیم سید های محترم را که قسمت از عضو خود ما است از خود دور کنیم؟آنها به که پناه ببرند؟
آنها به اجداد منو تو پناه آورده اند.در زمان که خلافت مسلمین به دست عباسیان بوده است،عباسیان سید ها را به زور از سرزمین شان رانده است.
آنها امن ترین جاه غرجستان و هزارستان منو توره دیده و به ما پناه آورده است.
حالا چند نفر از سید ها که بی راهه رفته به درک صدها برابر همین سید ها هزاره منو تو به بی راهه رفته است.نمونه اش در زمان جنگ با عبالرحمن،تمام هزاره های اطراف غزنی و هزاره های پروان طرف دولت را گرفته بودن آنها را چه می گوئید؟
علامه سید اسماعل بلخی بخاطر منو تو در زندان به شهادت رسید،نه به فقط بخاطر سید ها،و صد ها و هزاران سید دیگر که برای ازادی من و تو دوشا دوش هزاره ها با دشمن جنگیدند و هیچ گاه در میدان ها طرف دشمن نرفتند.
ما هزاره ها حتی اگر تمام سید ها را از به زور هم از داخل خود برانیم انها باز هم به اغوش ما باز خواهد گشت چون فقط آغوش من و تو را امن دیده است.بگذریم از سید های که بخاطر کم سوادی و جهالت و یا هم اعتقادات کاذب بعضا سو استفاده های کرده است.
با سلام و درود بر تمامی دوستان
به نظر من باید کمی فکر و عقل مان را در گفتار و رفتار خود ملاک قرار داد
هر چه با آمیزه های دینی و مذهبی ما مخالفت داشت را دور بریزیم مگر نگفته اند همه به ریسمان الهی باید چنگ زنیم .
مگر با تهمت زدن به این و آن کاری درست می شود .
برادران عزیز بهتر است صحبت های هر فرد را با ادب و ایمان او سنجش کنیم .
سید این کار را کرد ، هزاره این کار را کرد
دست از این حرف ها بردارید به ریسمان اللهی چنگ بزنید و برای رضای خدا کار کنید که همیشه با افتخار و سر بلند باشید
در دوره اسلامی عده زیادی از یهودیان برای حفظ جان و آیین شان فقط تظاهر به اسلام کردند تا بتوانند در پوشش اسلامی هم باور ها و سنت های یهودی شان را همچنان حفظ نمایند و در عین حال تحریف ها وانحرافات جدی را نیز در اسلام بوجود بیاورند.
اخیرا گزارش های مبنی بر اینکه رژیم اسرائیل در تلاش است قبایل گم شده یهودی در قرن هشتم قبل از میلاد را در افغانستان و برخی کشور های دیگر شناسای نمایند در رسانه های خبری منتشر شده بود.بر اساس این گذارش ها اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی برخی قبایل افغانستان و پاکستان که اصلیت یهودی دارند آغاز نموده است.یکی از این قبایل سادات افغانستان است که تحقیق در مورد آنان جریان دارد.
روزنامۀ لوفیگاروی فرانسه از قول سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل نوشت: دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل افغان در افغانستان و پاکستان که یکی از ده قبیلۀ گمشدۀ یهودی رسماً آغاز نموده است.به گفته وی این تحقیقات از سه ماه الی یک سال کامل را در بر خواهد گرفت و تحقیقات ما قبلا در بخشهای ( ریشه یابی تاریخی، رسوم و عنعنات و تقارب در زبان ) تکمیل گردیده است. بناً این مرکز این بار نتائج تحقیقات خویش را از آزمایشات خون ( دی ان ای ) به دست خواهد آورد.
تحقیقات نشان می دهد که یکی از دلایلی که باعث شده است اسرائیل در یهودی سازی افغانستان به کمک و حمایت جدی غرب تلاش کند و به این ترتیب افغانستان به اسرائیل دوم در آسیای مرکزی تبدیل گردد، این است که آنان به زعم خود شواهد و اسناد کافی در اختیار دارند که بر اساس آن می توانند ادعای یهودی بودن برخی از اقوام افغانستان را به کرسی بنشانند. از همه مهم تر ابراز تمایل برخی از افراد ، بزرگان و چهره های با نفوذ این اقوام به بازگشت به آئین آبای و اجدادی شان است که مشوق های مضاعف برای اسرائیل و یهودیان جهان شده است. سخنان محمد ظاهر آخرین پادشاه افغانستان که در جواب خبرنگار ایتالیائی در بارۀ نسبش گفته بود که من از قبیلۀ بنیامین یهودی هستم یکی از این موارد است.
در دهۀ هفتاد و هشتاد قرن بیستم سازمانهای یهودی فعالیتهای چشمگیری را در جهت کشانیدن قبایل افغانستان به آئین یهودیت از طریق استخدام و تربیۀ جوانان و چهره های مهم و با نفوذ در میان مردم آن کشور، در بیروت پایتخت لبنان و برخی کشور های غربی راه اندازی نموده بود.این سازمانهای یهودی توانستند برخی دانشجویان افغان به شمول افرادی از سادات افغانستان را در آن زمان ( مانند زلمی خلیل زاد، اشرف غنی احمد زی ، انوارالحق احدی ، سید ابوالحسن فاضل و … ) در بیروت را به دین یهودیت برگردانند. البته بیشتر این جوانان از قوم پشتون بودند که در یهودی سازی قبایل پشتون نقش اساسی را باید بازی کنند. ولی افرادی که از سادات شیعه افغانستان برای این مهم انتخاب و تربیت شده اند نه تنها باید در یهودی سازی سایر قبایل افغانستان تلاش نمایند که در گسترش آیین یهود در میان قبایل گم شده یهودی و جلب حمایت مسلمانان شیعه مذهب از اسرائیل و یهودیان در سراسر کشور های اسلامی بویژه ایران و افغانستان تلاش نمایند. علاوه بر این آنان باید در اختلاف افکنی میان احزاب شیعی در افغانستان برای تضعیف هر چه بیشتر آنان که زمینه گسترش آیین و ارزش های یهودی به این ترتیب فراهم گردد تلاش نمایند. ارسال اطلاعات و گذارش های محرمانه از ایران و افغانستان به سران سازمانهای جاسوسی اسرائیل و یهودی برای تضعیف و شکست انقلاب اسلامی و شیعی در ایران نیز از ماموریت های دیگر آنان بوده است. این ها می توانند در پروسه یهودی سازی افغانستان کمک شایانی بنمایند.
همین اکنون در شهر های مانند کابل ، مزار شریف، هرات و غزنی تعداد زیادی از جوانان سید رسما به استخدام سازمان های جاسوسی اسرائیل و سیا در آمده اند در یکی از دفاتر جذب و استخدام سازمان سیا در ناحیه پل سرخ کابل به گفته ی یکی از دانشجویان دانشگاه کابل که خود نیز در این دفتر ثبت نام کرده است بیش از هفتاد در صد نیرو های جذب شده این سازمان سید است که ماهانه هفت صد دلار به آنان در بدل اطلاعاتی که در اختیار آنان می گذارد پول پرداخت می شود. به گفته این دانشجویان بسیاری از این سید ها دروس اسلامی خوانده اند و درمیان مردم به عنوان عالم دینی حضور دارند تا به این ترتیب بتوانند راحت تر از مردم اطلاعات جمع آوری کرده و از همه مهمتر اینکه بتوانند به راحتی به ایران و سایر کشور های اسلامی شیعی سفر کرده و از آنجا اطلاعات لازم را در اختیار آنان قرار بدهد. سید های که به بهانه گدایی و کار به کشور های عربی مسافرت می کنند ماموریت های رسمی از سوی این سازمان دارد. به دلیل آنکه یکی از شرائط استخدام نیرو در این سازمان ها آشنایی کامل با کامپیوتر و زبان انگلیسی است درصد بالای از شاگردان کلاس های زبان انگلیسی و کامپیوتر در موسسات آموزشی را سادات تشکیل می دهند در این مورد نیز می توانید از مسئولین این موسسات در افغانستان و کشور های ایران وپاکستان تحقیق نمایید.
بنا بر اظهارات سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل، از لحاظ بیولوژی کارشناسان بیولوژیک اسرائیل تمام تلاش خودشان را به کار بسته اند تا ارتباط ژنتیکی میان این اقوام و یهودیان را به اثبات برسانند تا به این طریق مؤرخان اسرائیلی را در به اثبات رساندن این اصل که این اقوام از ریشۀ یهودیان واسرائیلی ها اند کمک نمایند.در این راستا از لحاظ ژنتیکی میان اسرائیلی ها و افرادی از این قبایل آزمایشاتی انجام خواهد شد تا نزدیکی ژنتیکی آنان به یهودیهای سفاردیم ( یهودیهای شرقی ) به این طریق ثابت گرددروزنامۀ لوفیگارو در ادامۀ گزارش خود می افزاید: همنوای کامل در رسوم و عنعنات، نحوۀ پوشیدن لباس، عادتهای خانوادگی و امورات فرهنگی وجود دارد که این همه بیانگر این است که این اقوام هم نژاد یهود بوده واین موارد را از اجداد یهودی شان به ارث برده اند.
مؤرخین اسرائیلی می گویند: موسی علیه السلام حین خروج از مصر با دوازده قبیله از قبیلۀ بنی اسرائیل خارج شده و در فلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیلۀ بنی اسرائیل به نامهای ( بنیامین، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان و شمعون ) یاد می گردیدند و از این جمله دو قبیلۀ آنها ( بنیامین و یهودا ) در جنوب فلسطین جا بجا شده که یهودیان امروزی از نسل آنها می باشند ولی متباقی ده قبیلۀ دیگر در شمال فلسطین جا بجا گردیدند بعداً از آنجا به مناطق دیگر مهاجر شدند که سپس به نام قبایل گمشدۀ یهودی مسمی گردیدند. در مورد سادات افغانستان دو احتمال وجود دارد یکی اینکه آنان نیز پشتون بوده و برای سو استفاده و جاسوسی برای حاکمان پشتون خود را در میان هزاره های سید معرفی کرده اند که البته این احتمال بعید نیزست بخصوص آنکه این سادات هیچ گونه نسب نامه معتبر ندارد و آیت الله مرعشی نجفی از نسب شناسان معروف درایران شجره نامه سادات افغان و اصالت تباری آنان را هر گز تایید نکرده است البته در این زمینه باید تحقیقات گسترده تری انجام پذیرد.
اما آنچه که قویا و بدون شک و ابهامی می تواند ثابت باشد این است که در دوره اسلامی عده زیادی از یهودیان برای حفظ جان و آیین شان فقط تظاهر به اسلام کردند تا بتوانند در پوشش اسلامی هم باور ها و سنت های یهودی شان را همچنان حفظ نمایند و در عین حال تحریف ها وانحرافات جدی را نیز در اسلام بوجود بیاورند. این افراد توانسته اند به اعتراف خود مسلمانان ضربه های زیادی به مسلمانان ودین آنان بزنند. بوجود آمدن بسیار از اختلافات مذهبی و سایر تحریف ها انحرافات و اسرائیلیات در اسلام نیز از همین یهودیان به ظاهر مسلمان (به گفته مسلمانان منافقین) می باشد. تحقیقات نشان می دهد که دستگاه خلافت در طول تاریخ متاثر از این افراد بوده و از آنان بسیار استفاده ها هم کرده اند یکی از این موارد فرستادن جاسوسان دستگاه خلافت تحت پوشش مبلغان اسلامی از افراد قبایل یهود توسط دستگاه خلافت اموی و عباسی به مناطقی از افغانستان کنونی می باشد. این افراد خود را در این مناطق بدلیل احترام مسلمانان به سادات سید معرفی نمودند و با سو استفاده از عقاید آنان سالها در این مناطق زندگی کردند و به دستگاه خلافت خدمت کردند.
این افراد و فرزندان آنان که اینک جمعیت قابل توجهی را در افغانستان دارند توانسته اند به توصیه پدران واجداد خویش ضمن آنکه ضربات و آسیب های جدی به اسلام و مسلمانان در طول تاریخ بزنند برخی از آداب ، رسوم ، عقاید و سنت های دین آبایی شان را کاملا حفظ نمایند. برای نمونه به چند مورد البته بصورت گذرا اشاره می شود اهل تحقیق می توانند در هر کدام از موارد ویا مواردی که از قلم نگارنده افتاده است تحقیق نمایند.
۱- برتری طلبی قومی : برتری طلبی قومی و نژادی سادات افغانستان همواره با عث بروز مشکلات جدی برای هزاره ها و شیعیان افغانستان شده است که دقیقا خدمتی است به دشمنان این مردم. این ها نه تنها رهبریت و مرجعیت دینی و سیاسی هزاره ها را نمی پذیرند بلکه همواره با مخالفان و دشمنان این مردم در تضعیف جایگاه رهبری و زعامت هزارگی رهبران و بزرگان این مردم تلاش کرده اند و نقش سادات در تضعیف هزاره ها کاملا انکار نا پذیر است همین اکنون نیز تمامی رهبران و بزرگان این قوم در کنار دشمنان و فاجعه آفرینان افشار و غرب کابل قرار دارد و رای نیاوردن وزرای هزاره در پار لمان افغانستان بدلیل تلاش های تخریبی این عناصر بوده است. افرادی مانند سید انوری، سید عالمی بلخی، سید جاوید ، سید سجادی ها، و … همگی در صف مخالفان هزاره ها و آقای محقق و خلیلی قرار دارند. این افراد بر خلاف تصمیم ملی هزاره ها در انتخابات ریاست جمهور در کنار عبدالله قرار گرفتند و یکبار دیگر نوکری خود به آنان و تضعیف تشیع در افغانستات برای خدمت به باداران یهودی خود ثابت کردند.
۲- جاسوسی ، خیانت و ضربه زدن ماهرانه به روش یهود به دشمن: در صدر اسلام نیزمشکلات جدی پیامبر بزرگوار اسلام و مسلمانان از ناحیه همین یهودیان و منافقانی بود که تظاهر به دین می کردند و عوام را فریب می دادند. اما در حقیقت همه جاسوس دشمن بوده و بد ترین ضربه ها و خیانتها را به اسلام و مسلمانان روا داشتند. امروزه هم شواهدی در دست است که سادات افغانستان دارای روابط سری و تنگاتنگ با هم کیشان یهودی خود اند. به عنوان نمونه سید ابوالحسن فاضل در سالهای که در لبنان و بیروت زندگی کرده است با یهودیان و اسرائیل ارتباط های داشته و رفت آمد های مخفیانه را هم به اسرائیل انجام داده است. او و سایرهمراهان اش در آن زمان ماموریت جاسوسی برای موساد در ایران ، افغانستان و عراق را به عهده می گیرد. بعد ها در افغانستان با همکاری و حمایت های مالی یهود حتا تا سطح رهبری شیعیان افغانستان نیز پیش می رود اما بیداری وهوشیار ی این مردم مانع تحقق این امر می شود. متا سفانه او با اختلاف افکنی هاو مشکل تراشی هادر هیات رهبری حزب وحدت مهم ترین مردمی ترین و قدرتمند ترین حزب شیعی افغانستان که می رفت سرنوشت این مردم را به نحو کاملا مطلوبی رقم بزند مانع این امر شد. او نقش خود را خوب بازی کرده و قدرت گرفتن تشیع در افغانستان را با چالش جدی مواجه می سازد. شکست های بعدی این حزب در عرصه نظامی و سیاسی کاملا ناشی از همین امر بود.
سید جاوید از رهبران سادات و فعلا رهبر حزب حرکت همین اکنون نیز هر از چند گاهی سفر های مشکوک به ترکیه و از آنجا مخفیانه به اسرائیل دارد. نزدیکان ایشان و اهل اطلاع کاملا از این امر مطلع اند. عجیب این است که چرا حزب حرکت بویژه شخص مجهول الهویه شیخ آصف قندهاری دراین مورد اقدامی نمی کنند بعید نیست که اگر در مورد ایشان نیز تحقیقاتی صورت بگیرد چنین نتایجی بدست آید زیرا نقش تخریبی ایشان در افغانستان بوِیژه تضعیف هزاره ها کمتر از سادات نبوده است بخصوص اینکه ایشان نیز نسب و تبار روشنی ندارند گاهی خود را پشتون می گوید و کرزی را برادر زاده خطاب می کند ولی پشتون ها هرگز این مسئله را نمی پذیرند و نسب ایشان هموار مورد تردید دیگران است. گاهی هم خودر ا فارسی وان و ایرانی معرفی می کند که ایرانی ها هم ایشان را هرگز ایرانی ندانسته اند. گویا هنگام برملا شدن حقایق پنهان هنوز فرا نرسیده است وای از آن دم که پرده ها بیافتند!. متاسفانه سازمان امنیت ملی کشور و نهاد های اطلاعاتی کشور نیز در این زمینه اقدامی نمی کنند. روابط نزدیک بزرگان سادات با زلمی خلیل زاد، اشرفغنی ، احدی و دیگر یهودیان افغانی و همسویی فکری و آرمانی آناان که بدنبال تضعیف و از بین بردن کامل هزاره ها و شیعیان افغانستان است نیز از نشانه های دیگر ماجرا است. که در خویشاوندی اخیر ربانی و عبدالله با زلمی خلیل زاد مصطفی کاظمی نقش تعیین کننده داشته است و حتا قرار بوده است ایشان با حمایت خلیل زاد وسایر یهودیان آمریکا به عنوان سفیر افغانستان در آمریکا مقرر گردد. که خوشبختانه مرگ مهلت نداد.
۳- تندروی و تعصب: : این امر در میان سادات برای هزاره های افغانستان که سالها با این ها زندگی کرده اند کاملا روشن است. تعصب های کور نژادی آنان به حدی روشن است که هیچ نیاز به توضیح بیشتر نیست. ندادن دختر به غیر سادات و هزاره ها یکی از صدها مورد نشانه های تعصب آنان است این فاشیست های یهودی تا آنجا پیش رفته اند که از آیت الله سید صادق شیرازی استفتا کرده اند مردمانی در مناطق مرکزی افغانستان زندگی می کنند که شیعه اند و مسلمان اما زشت قیفه و کریه المنظر اند آیا مراودت سادات با این ها جایز است؟ این آیت الله بزرگوار آب سردی روی دست آنان می ریز و پاسخ مثبت می دهند متن این استفتا در پایان نامه ماستری یکی از محصلین افغانی در ایران بنام حسین فیاض موجود است اهل تحقیق می تواند متن کامل آنرا از ایشان بخواهند و مورد مطالعه قرار دهد این محصل ساتی بنام نی زار دارد که میتوانید با ایشان در تماس گردیده و اطلاعات کافی بدست آورید.
راه اندازی مراسم عمر کشون و لعن و نفرینها و توهین ها به بزرگان اهل سنت و بستن دروغ های نا جوانمردانه به ائمه طاهرین ع از دیگر موارد تند روی های هدفمند آنان در راستای تشدید اختلافات میان مسلمانان است. جعل روایات دروغین که بر اساس آن برخلاف قرآن عظیم الشان و سنت ماندگار وارزشمند نبوی و اسلامی برتری نژآدی خود را ثابت می کنند، بستن افطرا به پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه هدی ع از سایر این موارد تند روی های ناشی از تعصبات کور آنان است از دیگر موارد تند روی های آنان است. متاسفانه این جعل روایت که کار اصلی بهود در طول تاریخ اسلام در جهت ضربه زدن به اسلام و تحریف اسلام بوده است دست و بال بسیار از علمای شیعه افغانی را نیز می بندد. زیرا مبنای برخی از علما بگونه ای است که هیچ گونه حدیثی را نمی توانند کاملا رد کنند. متا اسفانه این مبنا هم ریشه در تحریفات و جعل کاری ها و اسرائیلیاتی دارد که در احادیث شیعه توسط همین ها وارد شده است.
۴- نژاد پرستی : پشتون والی در پشتون ها و اعتقاد به برتربودن قوم سادات از نظر نسب و نسل در سادات که هیچ مبنای اسلامی و دینی نداشته و کاملا در تضاد با آموزه های اسلامی است از نشانه های بارز و آشکار تفکرات فاشیستی این یهودیان افغانستان است. حال آنکه در اسلام برخلاف آیین یهود ملاک برتری انسانها میزان تقوی ، پاکی و ایمان است نه نژاد و نسل و تبار. دقیقا پیامبر اسلام از گرفتاری ها و مشکلات اصلی اش همین نوع افکار منحرفی بود که توسط یهودیان منافق در میان عرب و صحابی آن بزرگوار ترویج می گردید. از جمله آنکه به پیامبر اعتراض کردند که چرا بلال موذن و سخنگوی اسلام شده است در حالیکه یک برده سیاه است و بسیاری از مخارج حروف عربی را نیز به درستی نمی تواند ادا کند. پیامبر در جواب می گفت اسهد بلال بسیار ارزشمند تر از اشهد های شمااست که درود خدا بر این یگانه تاریخ باد. اما کجا است بلال های زمانه ی ما که صدای اذان شان تشیع ناب علوی را زنده کند و بدانند فرق مولا در محراب مسجد کوفه برای چه شکافت؟ ابوذر این یار باوفا و شجاع پیامبر چرا به صحرای ربزه تبعید شد؟ سلمان عجمی فارسی چرا منا اهل البیت شد؟ خون مبارک حسین برای چه در صحرای سوزان کربلا ریخت و بدن مطهرش برهنه در سینه دشت مانده بود.؟ درود خدا بر حسین و رهروان گرامی آن امام مظلوم و شهیدان راه اسلام ناب ، عدالت و برابری که دقیقا در برابر زیاده خواهی هاو تفکرات فاشیستی و برتری جویانه عده مکار و حیله گر و منافق ایستاد و خون مبارک اش امروزه به کوری چشم فاشییست ها همچنان اکسیر میکند.
۵- عدم احترام به حقوق زن و به فروش رسانیدن زنها : البته هم پشتون ها وهم بیشتر سادات افغانستان زن های شان را درمیان افراد قوم خود خرید و فروش می کنند. در مواردی که به غیر فروشی صورت می گیرد منجر به قتل و جنایت می شود. سادات دختران وزنان شان را ملک شخصی و کالا می دانند علی رغم خواسته آنان به افراد قبایل غیر از خود دختران شان را نمی دهند. به این دلیل که می ترسند نژاد شان مختلط با دیگران شود و اصالت نژادی و یهودی بودن شان از بین برود. دقیقا همان کاری که هم کیشان یهودی آنان در کشور های دیگر جهان انجام می دهند.
۶- خشونت قبیلوی: بسیار اتفاق افتاده است که بخاطر تخطی از اصل برتری نژادی و فاشیسم قبیله ی اعضای فامیل داماد غیر سیدی که دختر سید را زن کرده به شمول خود پدر دختر توسط افراد و بزرگان این قوم به قتل رسیده اند. کشتار ها و خشونت های دیگر آنان از جمله قتل وحشیانه عبد الخالق هزاره که انتقام کشتار و ستم های رواداشته شده در حق مردم اش را از شاه افغانتستان گرفت توسط یک سید مزدور نیز از این موارد است. این مردم به شدت خشن اند برخلاف ظاهر متملقانه آنان در هنگام گدایی و در میان مردم آنان در منازل بسیار خشن و زور گو اند. لد و کوب زنان و فرزندان و رفتار های وحشیانه ی آنا با افراد قوم در مواردی که از سنت های اجدادی شان تخلف صورت می گیرد بسیار رنج آور است. مواردی بوده است که از اروپا نیز برخی از متخلفان توسط این مردم به قتل رسیده اند. مهاجرانی که در کشور ها اسکاندناوی زندگی می کنند اکثرا از این ماجرا مطلع اند.
۷- به نکاح در آوردن خانم برادر بعد از مرگ وی: این مسئله نیز کاملا ریشه در اعتقاد به برتری سیدی دارد و آنان از ترس اینکه مبادا این زن شوهر غیرسیدی انتخاب کند و یا زن صیغه ی دیگران شود که احتمال آن به دلیل شهوانی بودن زنان و مردان این قوم ادعای خود شان زیاد است. بزودی و اجبار یکی از برادران درگذشته آن را زن می کند. در بسیاری موارد هیچ گونه توافق سنی و سایر موارد در میان آنان نیز وجود ندارد و لی برای حفظ نژاد وتبار این سنت ظالمانه همچنان در حق زنان اجرا می گردد.
۸- علاقمندی به قتل و کشتار: می توان به علاقه مندی و شادمانی بیش از حد سادات افغانستان بویژه رهبران آنان از کشتار دسته جمعی شیعیان افشار کابل و شهید مزاری ره اشاره کرد. آقای سید ابولحسن فاضل رسما به رسول سیاف از سران وهابیت در افغانستان با عنوان عموی گرامی ام پیام تبریک فرستاد و آن روز را یوم المرحمه نام گذاری کرد. خیانت های مکرر سادات به هزاره ها و شیعیان افغانستان که موجب کشتار وسیع آنان در بلخ، دره صوف ، کابل غزنی، و سایر مناطق بویژه شادمانی سادات از این وقایع گوشه های از نشانه های علاقه مندی این قوم به قتل و کشتار است.
۹- حفظ آداب و سنت های گذشتۀ خود از قبیل لباس، کلاه : در سادات کلاه و عمامه خاص سیاه رنگ که رنگ یهودی است و از اجداد آنان باقی مانده است در همه جا در میان آنان رایج است و البته ساداتی که اخیرا در اروپا و غرب مهاجر شده اند تا جای که من در شهر های مختلف اروپا دیده ام دقیقا همان کلاه یهودیان را برسر می گذارند. از سایر موارد می توان به رنگ سبز که نشان برتری سید ها است اشاره کرد. انداختن شال سبز در گردن و گرداندن تسبیح به این رنگ ، به دست کردن انگشتر های بزرگ سبز و یا عقیق های مایل به سیاه در دست که همگی نشان دهنده تمایزات وتفاوت های آنان از دیگران است نیز همگی دراین کته گوری قرار می گیرد. دعا کردن در مجالس مختلف توسط این ها که با کمال بی احترامی به علما و بزرگان حاضر در مجلس بعضا همراه است از مواردی است که آنان از اجداد شان به ارث برده اند.
۱۰- مال پرستی و دنیا طلبی بیش از حد : یهودیان جهان مردمان مال پرست و ثروت مندی اند این مردمان در بسیار از شهر های جهان در مناطق خاص زندگی می کنند آنانیکه در سیدنی استرالیا مسافرت داشته اند کاملا این وضع را مشاهده کرده اند من در یک مسافرت کوتاهی که چند سال پیش به این شهر داشتم به منطقه یهودیان رفتم این منطقه از نواحی اعاین این شهر است و مدارس مخصوص برای فرزندان یهودی ساخته شده است. یهودیان نمی خواهند فرزندان شان در مدارس رسمی بروند و افکار فاشیستی وانحرافی شان تغییر کنند.
تظاهر بیش از حد سادات بویژه علمای آنان به اسلام و ایمان در میان عوام مردم مثلا با ریش گذاشتن ، ذکر گفتن های ریاکارانه تسبیح گرداندن و سایر حقه های مرسوم و معلوم آنان کاملا برای سو استفاده های مالی است. علاوه برخمس – که البته وجه شرعی دارد و به فقیر غیر سید نیز می رسد و سادات این مورد را نمی پذیرند- تحت عناوین دیگری مانند حق سید ، نذر جد ، نذر بی بی و … سایر حقه های دینی و شرعی که آنان به هدف زر اندوزی و دنیا پرستی بیش از حد درست کرده اند همواره مردم را می چاپند و ثروت های کلانی را صاحب می شوند.
یکی از دلایل اصلی مخالفت آنان با رهبری هزاره ها و مرجعیت دینی این مردم همین مسئله است زیرا با بدست گرفتن مرجعیت دینی توسط علمای دردمند هزاره دیگر فرصت زر اندوزی و ثروت سازی از آنان گرفته می شود. دقیقا به همین دلیل است که آنان مرجعیت دینی آیت الله محقق و آقای فیاض و سایر مراجع شیعی هزاره را قبول ندارند و در تلاش اند که علمای بی سواد سید را علم کنند و یا از مراجع کشور های دیگر که سید باشند مانند سید صادق شیرازی و… تقلید و تبلیغ نمایند. البته در حقیقت تبلیغ نیست تبلیع است.
تمامی آیت الله سازی های اخیر آنان در همین راستا است یکی از این موارد شخصی بنام آیت الله سید سجادی است که در کارته سخی کابل ساختمان مجللی را با ماهیانه هزار دلار به عنوان دفتر آیت الله کرایه کرده اند حال آنکه هزاره ها و مردمان اطراف آن نواحی نان شب خود را هم ندارند چند تا سید مفت خور در این دفتر از صبح تا شب می خورند و تشناب می روند و پول های کلانی را به جیب می زنند با توجه به مجلل بودن این دفتر و دفاتر دیگر این آقا در شهر های دیگر به نظر می رسد از حمایت مالی نهاد های خارجی از جمله یهودی برخوردار باشند و گرنه مردم تشیع افغانستان چنین پول های ندارند که به این سید های شکم پرست و مفت خور بدهد.
کاخ های چند گانه و مجلل سادات در کابل و کویطه پاکستان و سایر شهر های کشور و جهان همه گواه روشن بر این مدعا است. برای نمونه آنانیکه در کویطه پاکستان اند و یا آشنای در آنجا دارد در مورد چگونگی خرید و فراهم شدن پول خانه ی سید علی نقی جاغوری معروف به سید سفید در گلستان تاون این شهر تحقیق کند. که پسر ایشان سید عارف حسین چگونه آدمی است در کوچکی به چه عملی مشغول و معروف بوده است، او در کویت چی کارهای کرده و پول های مردم را چگونه برای خود خانه ساخته است. پدر ایشان هم متاسفانه از علما است و مادر و خواهر ایشان هم به قول هزاره های کویطه ی که من اینجا در اروپا دیده ام فاحشه اند.
پسران سید فاضل از دار الایتامی که در ایران راه اندازی کرده بودند چه سو استفاده های مالی و جنسی از این یتیمان دختر و پسر و مادران آنان کرده است. و بعد چه بر سر این بیوه ها و یتیمان آمده است. این افراد سود جو و فرصت طلب در کابل از راه اندازی علم در دشت برچی چه پول های به جیب زده اند. این موارد و صد ها مورد دیگر گوشه ی از نشانه های مال پرستی و ثروت اندوزی این قوم فاشیست است که اهل تحقیق می توانند دراین زمینه بسیار تحقیق نموده و به نتایج روشنی برسند.
۱۱- شهوت پرستی و عیاشی: این قوم مانند هم کیشان و هم تباران یهودی خود شهوانی ترین قوم و شدیدا شهوت پرست اند. آنان حتا مدعی اند زنان آنان ده سال دیر تر از زنان سایر اقوام شهوت شان فروکش می کند و زود تر هم جوان می شوند و این نعمت الهی را خدا بیشتر ارزانی آنان کرده است. البته این ادعا کاملا دروغ و مخالف تجربه و علم است دقیقا مثل این می ماند که بگویم انسان های معمولا نوزاد شان در نه ماهگی بدنیا می آید و لی سادات دوسالگی! آنان بدلیل این که زنان خود را به دیگران نمی دهند فکر می کنند دیگران هم این اراجیف را باور خواهند کرد.
سو استفاده جنسی از مرید ها و زنان و دختران آنان از مواردی است که کاملا عیان است و حاجت به بیان نیست. سید ها یا همان یهودیان بصورت نا خواسته به بهانه میهمانی رفتن و بیشتر با حقه گدایی در منازل مردم برای سو استفاده های نا موسی می روند. در توجیه کار شان چنین استدلال می کنند که ما برتر و سید و آقای شماییم بنا بر این ولو اینکه این امر خلاف اسلام هم هست برای ما خلاف نیست در این مورد می توانید از افراد مسن تر هزاره ساکن مناطق مرکزی افغانستان تحقیق نمایید و خوشبختانه نسل های جدید هزاره دین شناسی شان کاملا بهتر شده و فریب این خدعه های شیطانی و ابلیسی را دیگر نمی خورند. این اعتقاد آنان دقیقا ریشه در سنت های یهودی و ویژگی های ژنیتیکی آنان دارد .
یهودیان خود را شبان، صاحب و اختیار دار ملل دیگر می دانند و معتقد اند هر بلای که بر سر سایر اقوام بیاورند دیگران حق اعتراض ندارند چون آنان مالک و صاحب آنان است شهوت پرستی و عیاشی های یهودیان در سراسر جهان هم که بر کسی پوشیده نیست و نقش آنان در ترویج فساد اخلاقی در جهان کم نظیر است. البته باید گفت به موازات این اعمال شنیع و شهوت پرستی های مردان آنان زنان شان نیز همینگونه است. کمتر کسی که بدنبال عیاشی و شهوت رانی در میان هزاره ها بوده اند را می توان یافت که با زن سیدی ارتباط نداشته باشد زیرا هنگامی که مردان آنها بدنبال هرزگی ، عیاشی و زر اندوزی از خانه هایشان برای ماه ها و هفته ها بیرون می روند جوانان و مردان زیادی وارد خانه های شان می شوند تا این به اصطلاح بی بی ها محروم نمانند.
سید جاوید از رهبران سادات و فعلا رهبر حزب حرکت که هر از چند گاهی سفر های مشکوک به ترکیه و از آنجا مخفیانه به اسرائیل دارد نزدیکان ایشان کاملا از این امر اطلاع دارند. متاسفانه در همنی سفر ها و به احتمال زیاد در اسرائیل ایشان بدلیل شهوت رانی های زیاد به ویروس ایدز مبتلا میگردد. جالب این است که یکی از همسران ایشان نیز دراین سفر ها به بیماری مشابه دچار می شود و اکنون این زن یک فاحشه کامل در کابل تشریف دارد. تعداد زیادی از جوانان کابلی رانیز آلوده کرده است. از جوانانی که در کابل با این زن در تماس بوده و هستند کم نیستند اهل تحقیق می توانند در این مورد جوانان زیادی را ببینند وتحقیق نمایند. این مردان از قول این زن آقای جاوید می گویند آقای جاوید بدلیل افراط در زن بارگی و سکس مفرط با دختران اسراییلی و رفتن در خانه های فساد تلاویو و آنکارا کاملا به لحاض جنسی دچار مشکل شده است و نمی تواند با زنان خود هم بستر شود این امر با عث شده است که با قی زنان ایشان نیز به فاحشه گری و تن فروشی رو بیاورند. این مردان معتقتد اند که زن ایشان ماموریت رسمی برای فاسد کردن جوانان مسلمان دارد و اگر دولت جلوی این کار را نگیرد بدلیل آنکه این زن هم زیبا است و هم فنون و تکنیک های جالب سکس را درخارج آموخته اند و از همه مهم تر اینکه به دلیل تمکن مالی بالای آقای جاوید نیاز مالی هم ندارد و رایگان سرویس دهی میکند می تواند جوانان زیادی را آلوده سازد.
از موارد دیگر می توان به درخواست نا مشروع عبد اللطیف سجادی از زن شوهر دار تاجیکستانی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که این خانم به عنوان ناظر و نماینده سازمان ملل در میان مهاجرین در شهر قم حضور داشت اشاره کرد. آقای سجادی رئیس مدرسه خاتم النبیین شیخ آصف قندهاری( همان کسی که خواهر نابالغ شهید مشتاق را که برای تحصیل پیش ایشان می رفته است مورد تجاوز جنسی قرار داد و خود مشتاق را بعدا به شهادت رساند) از ایشان در خواست همخوابی نا مشروع می کند و تلاش می کند که شبی این خانم را مهمان کند ولی با مخالفت و افشاگری این خانم منجر می شود. من هم مثل شما این ماجرا را باور نمی کردم چون در آن جا علمای بزرگوار دیگر نیز بوده است که امکان وقوع چنین ماجرای بعید به نظر می رسد اما بعد از آنکه برخی از این افراد ماجرا را تایید کردند وازهمه مهمتر خود این خانم تایید کردند کاملا باورم شد.
سید حسین انوری همین اکنون چهار زن در چهار خانه بسیار مجلل در منطفه بسیار اعیان نشین کابل وزیر اکبر خان دارد. بدلیل روابط نامشروعی که با زنان اجنبی دارد روابط اش با این زنان اش کاملا سرد است. و دوستان هم حزبی ایشان می گوید آقای انوری بسیار وقت ها در دفتر این حزب وا قع در ده بوری کابل با زنان و دختران جوان فاجشه می خوابد و دوستان دیگر در به سمت وزیر اکبر خان می روند. عیاشی ها، شهوت پرستی ها و زر اندوزی های این مرد را می توانید از هراتی های سوال کنید برای تان مفصل بیان خواهند کرد.
از این موارد بسیار است که اهل تحقیق با کمی تحقیق می توانند در این زمینه به نتایج بسیار ی برسند. سد عالمی بلخابی نیز ازاین قماش است در مورد ایشان می توانید از برخی جوانان هزارگی که در پارلمان افغانستان به عنوان نماینده و یا کارمند حضور دارند از روابط ایشان با دختران فاحشه تاجیک و فراهم شدن این دختران توسط خود تاجیک ها در بدل پول های باد آورده ایشان تحقیق کنید.
۱۲- رقص عنعنوی مردان در مراسم خوشی : اتن ملی در پشتون ها که بیشتر پسران امرد و جوان در میان بزرگتر ها می رقصند. رقص و شادی مفرط و خلاف شرع در مراسم عمر کشون سادات افغانستان که ریشه در همان شهوت پرستی، تعصب و شهوانی بودن بیش از حد انان دارد از نشانه های دیگر یهودی بودن آنان است. متاسفانه این قوم در روز قتل عمر خلیفه دوم مسلمین برای تشدید اختلافات میان مسلمانان به رقص و پای کوبی و اعمال خلاف شرع و شنیع در میان خود شان دست می زنند و آنرا به شیعیان نسبت می دهند به نظر می رسد مراسم چراغ گلک که بعضا به شیعیان نسبت داده شده است ناشی از همین رفتار های خلاف شرع سادات بوده باشد . در این گونه مراسم ها علما و سال خوردگان آنان پیش تاز این موارد اند که بعضا به لواط و زنا و اعمال خلاف شرع دیگر نیز کشیده می شود و تفصیل بیشتر لازم نیست همه می توانند در این مورد خود تحقیق نمایند. بماند که درمجالس و محافل عروسی دختران و پسران آنان چه می گذرد و همه می دانید.
۱۳- تنبلی ، تن پروری و زندگی طفیلی : همه می دانند که این مردم اهل کار وزحمت نیستند و حاصل زحمت دیگران و دست رنج دیگران را می خورند کاری که دقیقا یهودیان انجام می دهند سرزمین مسلمانان را با زور دروغ و فریب و نیرنگ با زور بازوی دیگران برای خود غصب کردند و اینک در آن زندگی میکنند. این مردم نیز تحت عناوین و حقه های مختلف از دیگران گدایی می کنند در حدی که گداهای سادات شش پر امروزه در اروپا و استرالیا و کشور های عربی زبان زد همه شده است. این عمل نا انسانی برای سادات افغانستان تبدیل به یک سنت شده است. این ها همواره با اعتقاد به اینکه زحمت را دیگران باید بکشد نه قوم برتر و این قوم باید حاصل دست دیگران را آماده ومهیا استفاده کنند و همواره من وسلوای از آسمان برای آنان بیاید کار نمی کنند و زحمتی به خود راه نمی دهند.
برای بچه های هزاره همواره این سوال است که چرا بچه های سید این قدر کلان و جسیم اند در حالیکه دیگران اندام ریز و کوچک دارند! پاسخ اش همان است که این جماعت اولا به لحاظ ژنیتیکی یهودی اند و ثانیا کسی که زحمتی نکشد و فقط بخورد و برود تشناب معلوم است جسیم می شود والا شرائط آب و هوایی که برای همگان یکسان است.این موارد و دصد ها مورد دیگر که در حوصله این نوشتار نیست از ویژگی های مشتر رفتاری و فرهنگی اجتماعی آنان است که اگر به همه اشاره شود مثنوی هفتاد من کاغذ شود.
و اما هشدار ها را جدی بگیریم
ابتدا باید گفت حساب تشیع و خط سرخ علوی و حسینی از حساب این شیادان به ظاهر مسلمان کاملا جدا است نویسنده ی این سطور و تمامی هزاره های شیعه افغانستان همواره ثابت کرده اند که حاضر اند جان های نا قابل شان را در راه آرمان ها و شعار های بلند محمدی، علوی و حسینی فدا نمایند کافی است بر مزار های شهدای این مردم سری بزنید. ما شیعه ایم و تا جهان باقی است در مسیر سرخ حسین گام خواهیم زد و افتخار بزرگ تر ازاین برای خود نمی بینیم. ان دسته از سادات گرامی که دست از خیانت و جاسوسی و تخریب علیه مردم ما دست بکشند و یا دست کشیده اند مانند سایر شهروندان کشور برای ما عزیز و محترم اند. از نگاه دینی و مذهبی ما هر آنکه با تقوی تر و پاک تر و زلال تر است گرامی ترین و شرافتمند ترین است. و این مسئله کاملا منطبق به آموزه های ارزشمند پیامبر بزرگوار اسلام که جانم فدایش باد است اما آنانیکه برتری قومی سید ها را مطرح می کند مسلما به ارزش ها و سنت های یهودی پایبند اند و راه مردم ما از راه آنان جدا است. بنا بر این بهوش باشیم که این جماعت نتوانند با احادیث حعلی و خود ساخته شان و با حربه تکفیر به سراغ مان بیاید. بویژه علمای گرانقدرو عزیزما بیش از دیگران احساس مسئولیت کنند و مانع وقوع چنین امری شوند.
دیگر اینکه به فرموده رهبر شهید که مسلما یکی از عوامل شهادت ایشان عملکرد هاو اقدامات خاینانه جمعی از سید نما های یهودی در دستگاه مسعود و همقطاران شان بود ما عاشق چشم و ابروی هیچ کس نیستیم و هر که به حقوق حقه ی ما حترام بگذارد در کنارش خواهیم بود. اینکه علامه شهید سیداسماعیل بلخی ره عمامه سفید می بست و همواره در برابر افکار خطرناک یهودی می ایستاد همیشه برای ما عزیز است و یاد آن بزرگ و شهدای مظلوم غرب کابل بوِیژه رهبر شهید و یاران با وفا و سایر شهدای غرب کابل و تمامی شهدای عزیز مردم مان را که این روز ها به سال روز شهادت آن عزیزان نزدیک می شویم گرامی می داریم. ودر پایان این نوشتار را با هشدار های چند از برخی نویسندگان و محققان گرامی مسلمان به پایان می برم. باشد که این روز ها روز های بیداری همیشگی مردم ما باشد و دیگز فریب این یهودیان به ظاهر مسلمان را نخورده و همیشه سربلند وپیروز باشیم.
چندی قبل نشزیه عربی زبان القدس العربی، چاپ لندن، در مصاحبۀ با داکتر جعفر هادی حسن، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب و پژوهش گر مسایل یهود و یهودیت ( دارندۀ درجۀ دکترا از دانشگاه مانچستر بریتانیا در یهود شناسی و نویسندۀ کتابهای فرقة الدونمة بین الیهودیة و الاسلام، فرقة القرائین الیهود، الیهود الحسیدیم و پیدایش، تاریخ، عقاید، فرهنگ و عنعنات یهود ) به مسلمانان و عربها هشدار داده بود که متوجه باشند که اسرائیل به زودی افغانستان را تحت اشغال خود در خواهد آورد.
وی در مصاحبۀ خود می گوید: پروسۀ یهودی سازی افغانستان از چندین دهه بدینسو جریان دارد و ما شاهد روزی خواهیم بود که رسانه های خبری گزارش گرویدن ملیونها افغان به آئین یهودیت را در اثر تلاشهای همه روزۀ اسرائیل به نشر خواهند رساند. تعداد زیادی از سازمانهای غیر حکومتی در اسرائیل همین اکنون مصروف جستجوی قبایل گمشدۀ خود اند.آنها می گویند که قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلاد توسط آشوریها اسیر گردیده و بعد در سراسر جهان پراگنده شدند ولی هنوز آنها عادتهای یهودی خود را حفظ نموده اند.از جمله عادتهای یهودی: تندروی، تعصب، نژاد پرستی عدم احترام به حقوق زن، به فروش رسانیدن زنها، خشونت قبیلوی، به نکاح در آوردن خانم برادر بعد از مرگ وی، علاقمندی به قتل و کشتار، حفظ آداب و سنت های گذشتۀ خود از قبیل لباس، کلاه جالی، رقص عنعنوی مردان در مراسم خوشی و برتری طلبی قومی می باشد که درمیان برخی قبایل افغانستان هنوز حفظ گردیده است.
این پژوهشگر عرب می افزاید: سازمانهای یهودی از گذشته های دور سرگرم جستجوی قبایل گمشده اند، آنها قبایل گمشدۀ خود را در افغانستان، ایران، چین، هند و امریکائی جنوبی جستجو می کنند.
تا کنون طبق آمار آنها قبایلی را در افغانستان و پاکستان شناسائی کرده اند که اصلیت آنها یهود اند و بحث بالای کشورهای دیگر جریان دارد. اسرائیل با بهانۀ دریافت قبایل گمشدۀ خود میخواهد اسرائیل کبرا را از رود نیل در مصر الی دریای فرات در عراق که پلان ستراتیژِیک آن کشور است تشکیل دهد.
یکی از حاخامهای ( رجال دین ) یهود بنام آبیحل در کتاب خویش تحت عنوان قبایل گمشده میگوید که تعداد آنها به ۱۰۰ ملیون نفر خواهد رسید.
داکتر جعفر هادی حسن در ادامه می افزاید: اسرائیل نهایت تلاش دارد تا برخی از اقوام افغانستان از جمله سادات و پشتون ها را که نفوس آنها تقریبا ۱۵ ملیون تن می باشد به دعوای اینکه اصل آنها یهود اند به آئین یهودیت برگرداند.تا کنون ده ها نهاد وسازمانهای یهودی تماسهای متعددی با سران و رهبران آنها انجام داده اند وهمچنان ده ها جلد کتاب یهودی را ترجمه گردیده و در آنها از اصالت یهودیت و خصوصیت یهودی آنها توضیح داده شده است.همچنین در این کتابها توضیح داده شده است که این افراد نسب شان بر می گردد به ( افغان بن شاوول ) که در تورات از شاوول منحیث اولین پادشاه یهودی در سرزمین فلسطین نامبرده شده است.باید یاد آور شد که سازمانهای یهودی ( مانند سازمان عامی شاب – بازگشت ملت ) توانسته اند عدۀ از افراد این اقوام را به دین یهودیت برگردانده و آنها را به اسرائیل مهاجرت نمایند که این افراد به مرور زمان اقارب و خویشاوندان خویش را نیز به یهودیت دعوت نموده و آنها را به اسرائیل مهاجرت خواهند داد.
سلام حسین جان
خسته نباشی. شب و روزت به خیر
حسین جان گل!
دلت خیلی عقده اولاد علی ع و زهرای پهلو شکسته دارد. چقدر نوشتی. طویل و دراز. فدای وجدانت .
سراسر فحش نوشتی و تهمت و تمام رذایل ممکن و قابل نوشتن را به سادات فرزندان زهرای پهلو شکسته نسبت دادی تا خیال کنی چند سید به اصطلاح دوستانت کله شق را به خاطر نژادش را به مسلخ نابودی عرض و آبرو ببری.
اگرچند ممکن هست از شنیدن واژه « جدمان» ناراحت شوی ولی من نه به قصد اذیت کردن تو که به قصد صداقت خودم میگویم:
«جدمان» که ابا عبد الله الحسین باشد روزی برادر بزرگوارش حضرت امام حسن ع با یک مسافری از شام برخورد کرد که آن مسافر و درد مند هرچه عقده دل داشت و شنیده بود و توهم کرده بود “موبه مو” مثل شما که هرچه خواستی بافتید و نوشتید، و او نیز به علی ع و امام حسن ع و… بنی هاشم گفت.
حضرت با خونسردی تبسم کردند و بدون واکنشی از سر ناراحتی گفت :
«برادرم ،مسافر هستی و خسته هستی و چیزهای شنیدی و چیزهای توهم کردی ولی خوشبختانه من از دشنام های تو ناراحت نشدم و نمی شوم من کاری به کارت ندارم درست هست که قدرت بر اذیتت دارم در این منطقه و مردم مرا امیر المومنین و فرزند رسول می دانند و اگر دستور دهم اذیتت می کنند ولی خوشبختانه من جواب پس نمیدهم من در شان خود نمی دانم که ذهنت را آزرده کنم.(البته این کلمات را به زبان خود می گویم نه زبان متن حدیث)
سپس حضزت با ملاطفت خاص خویش گفت:
« اگر مشکلی داری و من در این عالم غربت بتوانم حل کنم اعتماد کن که قول میدهم دریغ نکنم…»
من نیز خاضعانه می گویم:
قران «جدمان» حضرت ختمی مرتبت می گوید:
و عباد ارحمن الدین یمشون علی الارض هونا…
وادا خاطبهم جاهلون قالو سلاما
برادرم!
من تو را جاهل نمی دانم ولی جاهل به نژاد و صداقت بعضی از همین سادات می دانم چون تو همه سادات را یهودی معرفی کردی.
قران به من سید، مسوئلیت گذاشته که اخلاق پیشه کنم و در جواب همه مفاسد منتسب به نژادم که مورد احترام علاقمندان هست و کمترین یادگار رسول هست و سادات کشور افغانستان هست سکوت مبتنی بر اخلاق کریمانه پیشه کنم و به دستورات دین عمل کنم ولی تو خوب کردی و دشنام دادی نوش جانت خوب کردی
حرف دل را بر زبان آوردن کاری خوبی هست.
فضای مجازی هست و امکانات مدرن
از این بیشترش را چون عذاب وجدان پشت سرش نیست بر زبان بیاور . به جدم من یکی ناراحت به معنی کینه ورزیدن نمی شوم اگر سلاخی ام بکنی دستت را میبوسم که مرا شربت درد را چشاندی
حسین گلم
فرزند شیعه جدم:
خورشید با دو انگشت پنهان نمی شود
زبان را اگر معتقد به خالقش هستی پیش خداوند حساب پس خواهی داد به من و امثال من ربطی ندارد که اینجا تلخ بنویسم و کام مردم تلخ کنم.
از دوستان سید مثل خودم توقع دارم ناراحتی نکنند و بگذارند همه طرح اتهام کنند نسبت به فرزندان زهرا بدون ملاحظه به خصوص که با کنایه ها و نام های مختلف فهماندند که خاموش شویم و نظر ندهیم. و دفاعی نکنیم. چون فضای سیال و بدون پشتوانه مجازی نباید از «س ی د» و ذریه حضرت زهرا س حرفی گفته شود.
سانسور مدرن پشتش هست
سید افغانستان سهل هست خود نعوذ بالله حضرت علی ع و مهدی ع بیاید حق ندارد بدون اجازه احساسات گرایان چیزی بگوید.
نویسنده مطالب فوق!
حسین عزیز!
اگر هم معتقد به خدا هستی که حسابش با اوست نه من و من چیزی نمی گویم
اگر هم خدارا «توتم »میدانی و خرافه و «لولو خور خوره»،و افسانه میدانی باز حق داری بنویسی و حق داری عمر و جواننیت را صرف ذهنیاتت بکنی. حق داری بیشتر جوانی و سلامتی و عمرت را صرف این کار کن کسی نه تو را رد گیری می کند و نه کاری به کارت داد بیشتر بر علیه فرزندان بانوی پهلو شکسته زبان و قلم بکار ببر…
من ناراخت نمی شوم و خدار ا شاکرم که زبانم و قلمم را در محضر او می بینم و خدا را شاکرم که اگر در کربلای عاشورای جدم ” حسین بن علی ع” نبودم ولی میتوانم با نوشته های چون شما تصور کنم که «امام حسین کشتن و امام حسین متهم کردن چقدر آسان هست و بوده»
حسیین ع جد غریبم هم در کربلا خارجی و منتسب به یهودی و خروج بر امام زمان و پشت کردن بر اکثریت مسلمان منتسب و… شد.. و
من اگر تا حالا به سیادت خود از باب بی لیاقتی و معرفتی خشیت معنوی داشتم و واژه « جد» را بکار نمیبردم الان میتوانم خوشبختانه یقین کنییم که یک در یک میلیون از «غربت جدمان» لا اقل به ما سهمی به ارث رسیده هست .
باب الحوائج شیعیان و عموی سادات واقعی یعنی به اصطلاح شما شهید سید اسماعیل بلخی
ابوالفضل العباس همیشه از اینکه خود را برادر حسین تلقی کند فرار می کرد آن حضرت را با واژه «برادر» صدا نمی کرد. البته این از خوی استکبار امام حسین نعوذ بالله نبود بلکه از احساس مسولیت « عباس» بود و می دانست برادر حسین ع بودن چقدر مسولیت معنوی و دشوار هست و از ادب گفتاری او بود و توصیه مادرش ام البنین
ولی روز عاشورا وقتی از اسب به زمین افتاد فریاد زد:« حسین جان ! برادر، بیا برادر سر برادرت را از خاک بردار.»
من تا امروز نگران بودم که نسبت من مبادا با حضرت ابا عبد الله الحسین ع فقط در حد نژاد باشد و از مسولیت سیادت بر خود می لرزیدم و خشیت معنوی بر من مستولی می شد امروز که نوشته شمارا خواندم بر مظلومیت جده ام زهرا که متهم در زمانش بود و نیمه شب دفن شد و جدم “حسین” (ع )ذره ی فهم پیدا کردم و راز عدم ظهور مهدی موعود را لمس کردم.
الان ذره ی پیش روی مادر پهلو شکسته ام که تربتش مخفی هست ذره ی احساس هویت می کنم و لمس می کنم که در وصیتش به ابالحسن حضرت علی (ع) گفت:
« واقراء علی ولدی السلام الی یوم القیامه…»
به فزندانم تا روز قیمت سلام مادر پهلو شکسته اش را برسان
الان جرات می کنم که با درد و صدق و یقین آن بانوی پهلو شکسته را صدا کنم که و خواهم گفت:
« بانو! گیرم ما را لیاقت یک در یک میلیون فرزندی تو نباشد ولی به خاطر نام و نسبت به تو هرچه ممکن بود از مسلمانات و شیعیانت خواندیم و شنیدیم.»
بانو،
همه نوادگان تو را از صفحه افغانستان می خواهند منکر شوند.
بانو!
چرا تو از هویت فرزندانت دفاع نمی کنی؟
بانو!
چرا در همه نقاط دنیا فرزندانت به نحوی زیست کننند ولی در افغانستان نا لایق، چند فرد، حرمت منتسبین به تو را سالها و ده ها بدرند و سیر نشوند؟
در این کشور هر دزد و طرار محترم خدا و پیامبر شود ولی ذریه تو یهودی خطاب شود و یا نسل ت را در افغانستان منقطع النسل و ابتر صدا کنند.
بانو!
تا کی؟
خدا رو شکر که می توانم تصور کنم اگر عقیل و مسلم هم بودند همه اتهامات و نسبتهای فوق بر آنان وارد شدنی بود.
خدا رو شکر می توانم تصور کنم اکثر اتهامهای فوق به امام موسی کاظم را نیز زده بودند. و بر زید شهید ها این اتهام ها امکان ورود داشت و حضرتش چرا سالها زندانی بود.
خدا رو شکر که ذره ذره می توانم لمس کنم و نیازی نیست چیزی بگویم و قلمم را بیالایم و جواب بدهم که خالا می توانم درک کنم همه را….
راست می گویی برادرم حرفهایت را تایید می کنم بله فرزندان زهرا همه یهودی شدند و منتسب به یهودی شدند… چون قلم نویسندگی در دست داری و…
افرین خیلی زیرکی هم کردی که اسمت را « حسین» گذاشتی تا همه بگویند چقدر معتقد هستی ویا کسی کنار اسمت حرف تلخ ننویسد
خدا رو شکر که دختر علی ع زینب را می توانم درک کنم چرا کتک خورد
می توانم درک کنم چرا فرزندان زهرا در تاریخ قربانی شدند تا تعالیم شیعه و ایین به قیمت کتک خوردن به مردم برسد و مردم از شرک به رهایی و آزادگی برسند.
ابا عبد الله الحسین را هم گفتند:
«خرج الحسین من دین جده قتل بسیف جده»
حسین خارجی شده و…از دین خارج شده…
بودند عده ی که در حوزه علمیه پای درس ایت الله سبحانی خبر مرگ ایت الله محسنی راهفت سال پیش گفتند و در اطلاعیه چاپی به او دادند و فاتحه گفتند و بعد این عالم و مدرس حوزه متوجه شد طلاب افغانی علیه یک فردی که ناراحتند این کار را از روی عقده بدون ترس و حرمت انسانی می کنند و ابن کار برای طلبه افغانی مثل آب خوردن هست و او این اخلاق را موجب تاسف خواند.
وقتی در حوزه علمیه خبر تهمت مرگ یک فرد برجسته از حزب مخالف را به دروغ نشر می کنند برای این گونه افراد انکار نسب سادات و یا مباح حلال کردن خون سید یا اتهام یهودی وارد کردن آسان تر هست.
وقتی که یک طلبه امام زمان عاشق شهید مزاری بیاید این خبر مرگ دروغ را در میان هزار طلبه درس خارج خوان در اطلاعیه ی دروغین نشر کند و آن هم با عبا و قبا دیگر اتهام یهودی شدن تمام سادات افغانستان در زیر مقالات مسلسل وار نوشتن و انکار نژادشان دلیل نمیخواهد. هر کس می تواند بگوید « فلانی مادر خطا هست» و یا نژاد اسراییلی دارد و نسبت مسلسل تاریخی سید بابا و اجدادی خود را که اکثریت شجره دارند و تواریخ مستند مو به مو نقل کرده اند را سهل است انکار کردن و به خیال خام می توان گفت همه بر طبق موهومات گمشده چند هزاران سال پیش یهودیان هست و خلایق هم این توهم را باور کردند.
مگر سوفسطاییان چه می گفتند؟
میگفتند:
از کجا معلوم ما درست می فهمیم ؟
شاید دور نزدیک باشد و نزدیک دور
سلمان رشدی می گفت از کجا معلوم فرشته وحی قران را نازل کرده شاید اجنه دستبرد زده باشد.
تمام مسلمات را وارونه جلوه می دادند
اره سفسطه گرایی و انکار یک نژاد و و انکار فضایل و برانگیختن دشمنی کاریست سهل و نشر استفتائات دروغین از زبان یک سید موهوم کاریست از سوی فداییان حزب نه وجدان و صداقت سهل و آسان هست. گرچند شاید معقول نباشد ولی برای احساس گرایان جالب هست و هم سیل است و هم تماشا
اتهام یهودی شدن سید جماعت سهل هست چون اعتقاد که دیدنی نیست و هیچکس هم نمیداند که چه کسی یهودی شده است.
حسین عزیز
میدانم که قدر جوانی را نمیدانی و قلمهای بعدی را بدون توجه به «گرگ اجل» بر علیه چند سید کله خراب به کار خواهی برد
داداش گلم کاش همیشه دهر زنده باشی و ناراحتی های جسمی و روانی معلولت نکندو خبرهای تلخ و شیرین و حادثات روزگار غرورت را له نکند
افرین خوب حربه را استفاده کرده و هر کس که علیه چند سید ناراحت هست و عمامه سیاه را ببیند فردا با خود بگوید:
«آهان این همان یهودی و جاسوس اسراییل هست چون فلان “حسین” نام موهوم گفته»
کاش کسی از موافقان نظریاتت به دشمنی با اسراییل سر سوزن عقیده داشته باشد.
حسین جان گل !
نازنینم
من به جده پهلو شکسته ام تعهد کرده ام که به خاطر احترام به حرمت و تشیع و دین اجدادی ام چیزی به نژادی از نژاد ابنای بشر و محبان و شیعیان علی ع نگویم و ذره ی مقابله به مثل نکنم
ولی دین خدا با فوت کردن نابود نمی شود و ذریه زهرا با مقالات چند شخص.
خورشید با دو انگشت پنهان نمی شود
و سیادت سادات افغانستان با شک کردن چند فرد ناراحت از «جاووید» و حزب حرکت نابود نمی شود.
بله بهتر هست حرف صاحب مقاله فوق را نه از روی ریا و تظاهر که از عمق وجود بپذیریم و سید و هزاره افغانستان را مسافران یک کشتی بدانیم
گر ندانیم مشت و لگد روزگار ما خواهد فهماند.
عزیزم
جاوید که رهبر حرکت شده و طرف مقابل او روزی طعم مرگ را می چشند ولی من وتو کوشش کنیم
در سر این دعوا ایمان خویش و وجدان خویش رانابود نکنیم
موارد اتهام فوق شما بر علیه همه انبیا و امامان توسط عده ی غوغا سالار ان همه زمانها بکار گرفته شده و چیزی تازه در عالم نبوده و نیست.
من نمی گویم چند شخصیت هزاره چرا به ترکیه و … کجاها که رفتند؟
من از این مواردی که بر شمردی ناراحت نیستم
نه این که راست گفته باشی بلکه چون دروغ شاخدار گفتی
برادرم
میترسم از هیچ تعهدی برخوردار نباشی
ولی از این ناراحتم:
که نتوانستی اصل دین و مدهب را که هدفت بود بد بگویی از احساس خود سانسوری ات ناراحتم که خیلی از حرفهایت را قورت دادی و نگفتی و خالی کامل نشدی و بعضی جاها با کنایه و اشاره رد شدی.
و امام علی و امام حسین ع و زید شهید و یحی بن زید و و سادات بیرون از مرز جغرافیای افغانستان را متهم نکردی و آنان را انکار نکردی و علامه سید فضل البه مرحوم را جاسوس اسراییل نگفتی
واینکه
و حضرت ایت الله سیستانی و خویی و حکیم و امام خمینی را به این نسبتها الوده نکردی
از ناگفته هایت ناراحتم که هنوز می ترسی و زبانت را با ملاحظه می چرخانی و نتوانستی اصل و اساس اسلام و دین را عامل فتنه بخوانی…
امیدوارم همه دوستان علاقمند به ذریه زهرا حرفهای ناراحت کننده در جواب ننویسند
و دوستانی که از چند سید به خاطر تعلق قومی و حزبی ان سادات ناراحتند و از نوشته هایم خوش شان نیاید این دل نوشته هایم را به دیده حقارت ، روضه و غریب نمایی ننگرند چون خود می دانند من قصد فحاشی و بد زبانی نداشتم
باز هم
حسین عزیز
را دعوت به خونسردی می کنم و می گویم افرین که امثال شهید بلخی ها را استثنا کردی و و بقیه را یهودی کردی اشکال نداره فدای سرت
می ارزد به این حساب و صغری و کبری کردنت
اگر تو با یهودی خواندن امثال من سید جماعت خوشحال می شوی بگو بنویس
ولی میدانم اگر وجدان حزبی و قومی تو این ناراحتی و اتهامات را باعث شده وارد کنی ، باز جای شکرش باقی هست و خوب هست
ولی دایره قوم مداری را بعد از خذف سادات سیره خود نساز حالا سید جماعت شاید چند مورد بله تنبل و با تحمل باشند و مظلومیت چشیدن میراث جدشان باشد .
اگر پدران من و تو هردو زمانی شیعه بودند و اسراییلی نبودند زکات دادند یا چند کیلو گندم در فلان شاخ کوه سهم امام به مجتهد و هرکه دادند تو با دعوای خودت باطل نکن شما که به حمد الله شیعه هستی
علی امام تو به یهودی هم کمک کرد و زمان خلافتش به عنوان خلیفه بدون محافظ با یهودی خوش رفتاری کرد و در دادگاه از او و از حقوق یهودی دفاع کرد. و به قاضی منصوب خودش گفت مرا بیشتر از او صاحب حق ندان. گیرم من سید، یهودی شدم لا اقل حق انسانی مان را انکار نکن اگر خودت را شیعه علی می دانی.
حسین جان
من یکی از سادات پر و پا قرص کشورت هستم و الحمد لله هنوز به دین یهود مشرف نشدم و نسب سیادت متقن دارم و نسب پشتونی و تاجیکی و هرچه میخوای علیه من بسازی ندارم .
حسین عزیز.
من که به حال خود افسوس می خورم که زندگیم به این مباحث سپری می شود و روغن چشمم به این تارهای عنکبوتی الوده به دروغ انترنت صرف می شود و یقین خواهم رفت و در گور تنگ و سرد خویش و در کفن خویش خواهم رفت ولی تو که انگیزه داری خداوند بر عمرت بیفزاید و درد چشیدن مرگ و جان دادن را نچشی و الهی پیر شوی و محاسن سفید.
برادر!
من که بارها درد بیماری دیدم و تا حدودی نصف از مرگ را چشیدم امیدوارم که تو که سالم هستی قدر سلامتی و عمرت را بدانی
امیدوارم به پاس جوانمردی و همکیشی یا هموطنی نوشته هایم را تمسخر نکنی.
دنیا گذران هست من می میرم و تو هم بعد صد سال بر اساس سنت عالم میروی ولی آیین جوانمردی را پاس بدار که ضرر نمی کنی
والعصر ان الانسان لفی خسر
همه ادمیان بعد از مرگ انگشت حسرت به دندان می گیرند و می گویند:
یا لیتنی لم اتخد فلانا خلیلا
کاش در دوستی فلان اشخاص ذوب نمی شدم
تو نیکی کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
من در اخر به یاد دعای دکتر شریعتی افتادم که می گفت:
«خدایا دردهایی بزرگ بر جانم عطا فرما و دشمنی های حقیر و فانی را بر بندگان حقیرت عطا فرما.»
قربانت بشوم
فرزند برومند وطن
حسین عزیز
اگر با نبود امثال من وطن گلستان می شود خداوند دعایت را مستجاب فرماید.
به نظر می رسد که این مقاله گل کرده است.
چرا که واکنشهای زیادی را در قبال داشته است چرا که متن کامنتهای آن بعضا چند برابر اصل مقاله است.
به نظر می رسد آقای مالستانی با این اظهار نظر بلند بالایی که نوشته اند و سادات افغانستان را یهودی خوانده اند سنگ تمام گذاشته اند و انچه را گفتنی بود گفته اند. جناب آقای مالستانی اگر گفته های جناب آقای دکتر عالمی ( اگر آقای دکتر خادم حسین عالمی همان کسی باشد که من می شناسم و مقیم استرالیا است) کلیدی و اساسی نبود جناب آقای مالستانی این همه آشفته نمی شد و به اینگونه قلم فرسایی نمیکرد.
بله درست است که عربها و از جمله تمام سادات مانند یهودیان سامی نژاد هستند تازه زبان عربی هم با زبان عبری از یک رگ و ریشه اند تازه بسیاری از پیامبران هم از بنی اسرائیل بودند. تازه پیامبر اسلام هم از نسل حضرت اسماعیل است که برادر اسحاق می باشد که یهودیان از او سر چشمه میگیرند. جناب آقای مالستانی عزیز بیابه یک باره بگو که خود پیامبر هم نعوذبالله عامل یهود بوده، و بدین گونه رسالت جهانی خود و همفکرانت را به پایان برسان. من تعجب می کنم از شما فکر نمی کردم اینقدر سخیف بیندیشی و این گونه در گفتمان سب و فحاشی فرو رفته باشی. اگر پیروان گفتمان فحاشی و ناسزا گویی کارایی داشت در زمان بنی امیه که تمام ثروت آنها در این جهت بود موفقیت میداشت. یقینا شما با چند تا مقاله و فحشنامه و با برپایی چند تا ناسزاکده نمی توانید رسالت بنی امیه را بدوش بکشید. مردم ما نشان دادند که به چه کسانی اعتماد دارند و به چه کسانی اعتماد ندارند. من از انوری و جاوید و کارهایش اطلاعی ندارم و چون اطلاع ندارم داستان درست نمی کنم ولی جهانیان همه میدانند که عباس نویان و خانواده اش در آمریکا جی می کند آیاباید به ملت شریف هزاره بگوید که شما همه در کارهای ایشان شریکید من هرگز به خود جرات نمی دهم. چون انسانیت را بالاتر از هر چیزی می دانم و دامن هیچ قومی را بخاطر برخی از آنها لکه دار نمی کنم حتی اگر همه آن قوم به جز یکی آنگونه باشد. چرا که همان یک فرد و آبرویش و شخصیتش. عرش الهی است.
خدایا به ما توفیق بده که از دایره تنگ و پنجره زخمی تعصب رهایی کور و دشمنی های بی مورد خارج شویم.
اظهار نظر یا به بیان رساتر فحش نامه جناب آقای مالستانی تحت عنوان حسین جالب و خواندنی و عبرت آموز است و عزیزان را توصیه می کنم که حتما آنرا به دقت به خوانش بگیرند.واقعا جای سوال دارد که چرا برخی اینگونه می اندیشند . این نوشته از یک بحران بزرگ شخصیتی و فکری در بین بخشی از طلاب و ما حکایت میکند. (هرچند اندک) یقینا جامعه هزاره با مشکلات زیادی روبرو است یاد روایت افتادم که اذا فسد العالم فسد العالم اگر قشر عوام ما دچار برخی مباحث تعصب گونه شوند جای تامل زیادی نیست ولی وقتی قشری که سالها با هزینه مالیات شرعی تحصیل کردهاند اینگونه به دیگران فحاشی می کنند جای تعجب است. مگر غیر از فحش و دشنام حرف منطقی و بدرد بخور یاد نگرفته ایم که این مباحثی که هزار بار گفته ایم را تکرار می کنیم در جهالت حضرت ایشان همین مقدار بس که چیزی را که هزار بار تکرار کرده اند بار تکرار می کند بخدا همه فرهنگ سازی با تکرار ناسزاها امکان پذیر نیست بلکه نتیجه عکس دارد لا اقل با اندکی حرفهای عاقلانه و منطقی مخلوطش کنیم تا شاید کارگرتر افتد اینگونه مردم ما هدایت نمی شوند بلکه می روند بیشتر به همی سیدهای یهودی رای می دهند. .
هان ای دل عبرت بین به دیده نظر کن.
حسین جان به کجا چنین شتابان
خدا را شکر میگویم که دشمنان مرا از میان جاهلان انتخاب کرد.
درود بر تو عالمی عزیز. قلمت زنده و فکرت مستدام، واقعا که هزاره ای
حسین جان قند
بسیار زیبا نوشتی . واقعا از خنده در حال انفجار بودم … این مردم اطراف من بیچاره ها به من نگاه می کردند که چرا بیخودی می خندم …
هاهاهاهاها
واقعا این قسم سیدها به جز خوردن و خوابیدن و تشناب رفتن کار دیگه ای ندارند
راهت ادامه دارد
سیدهایی که دروب سایت غرجستان مانند مگس وپشه رفت وآمد کمی کنند بدانند واگاه باشند که هرچه که بگویید این حرفها نظرات اکثریت قاطع مردم هزاره نسبت به شما مردم موذی … هست …
حتی اگر شما یهودی نباشید وحتی برفرض مثال از نسل محمد واحمدباشید بازهم ما ازشما مردم منتنفریم ..
شما مانند ویروس ایدز در پیکره ی جامعه هزاره به فعالیت های تخریبی مشغول هستید ولی بدانید که چشمان مردم ما باز هست و فعالیت های موذیانه ی شما را می بینند و دلشان از تنفر به هرچه سید هست پر شده است .
آقای علیزاده مالستانی تنها یک فرد هزاره هست اما بدانید و آگاه باشید که میلیونها هزاره هم با نظرات وحرفهای ایشان موافق هستند.
بروید گم شوید از مملکت ما … به همان صحراهای عربستان و خوراک سوسمار اجدادی خود بازگردید .
سید مهربان !که مهربانی از سرورویت می بارد
واقعا شما سیدها خوب معرکه گیری می کنید وقتی منافعتان به خطر می افتد فورا پهلوی شکسته وسر بریده و دست بریده کسانی را علم می کنید که هیچ انتسابی به شما ندارند وتنها شما نام ایشان را یدک می کشید
خوب اشک تمساح می ریزی !! واقعا هنر معرکه گیری را خوب آموخته ای یا شایدم هم درس خوانده رشته هنرهای زیبا وسینما باشی .
درهرصورت این حرفها دیگه قدیمی شده و به گوش کسی نخواهد رفت …
یادم نمی رود زمانیکه یکی از دوستان من با یکی از این نواده های بی بی پهلوشکسته یی که اسم بردی ازدواج کرده بود و درست بعداز به دنیا آمدن بچه اش .. پسر کاکا وبرادر زنش که از سادات گرامی و علوی و … که شما همواره از آنها سخن می گویید بودند به دم دروازه ی خانه اش آمدند و با چاقو بدنش را تکه وپاره کردند و نوزاد چهل روزه اش را بی پدر و زن جوانش که را که سیده بود را بیوه کردند!!!
بازهم اشک تمساح بریزید اما بدانید که این ترفندها وتکنیک های شما خیلی قدیمی شده و خریداری ندارد !!!
اندکی صبر سحر خیلی خیلی نزدیک هست
نوشته های حسین واقعا جالب بود
واقعا روشنفکران ما عالی هستند
فقط یک سوال برای من ایجاد شده من نمی دانم این نظریه پردازان و روشنفکران قوم در ایران و حوزه علمیه درسهای اسلامی می خوانند یا اینکه تزهای امنیتی و استخباراتی میگذرانند اطلاعات بسیار جالبی بود مردم ما به این اطلاعات احتباج دارندتا دیگر گول این یهودی ها را نخورند. به نظر من این اطلاعات را اگر سالها سازمانهای سیا، و موساد کاوش کنند نمی توانند جمع و جور کنند اما نظریه پردازان کاربلد مایند که چنین می کنند .
حسین جان تمام گپهایت درست بود و گوشهی از جنایات سادات کشور را بر ملا کردی. سادات از بسکه از استاد علیزاده مالستانی ضربه خورده و رسوا گردیده اند که الان همه را مالستانی میبینند در حالیکه ایشان در غزنی است و اصلا انترنت را سر در نمیآورند و روحش هم ازین نوشته خبر ندارد.
ازین جای نوشته حسین جان پیداست که ایشان مقیم کشورهای خارج اروپا و یا استرالیا میباشد، اما سادات و مریدانش هر کسی که علیه آنان چیزی بنویسند مالستانی میبینند!! بد جور ضربه کاری زده این مالستانی!!
از حسین جان یک جهان سپاس و تشکر دارم که برای تنویر افکار مردم خود قلم زده و امیدوارم که همچنان به روشنیاکنی خویش ادامه داده مردم خود از جهل و سوی اسفادههای نا مشروع انگلهای مقدس نجات داده و مسولیت انسانی خویش را ادا نماید.
انور جان
تعجب ندارد که «نظریه پردازان کار بلد» مورد اشاره شما از سازمانهای فوق قوی تر عمل می کنند.
چون آنان در کشفیات شان شمه ی از حقیقت و تعهد و پاسداشت جوانمردی استخبارانی دارند ولی مطالب فوق همه موهومات بود البته به علاوه قلم بدون تعهد که اخلاق در آن دیده نمی شود و اگر با صاحب این قلم روزی زندگی کنی و نزاع پیدا کنی خودت را خواهد درید..
یک نمونه از «نظریه پردازان کار بلد» فوق و مورد اشاره شما همان داستان جعلی مرگ آیت الله محسنی و مضحکه کردن طلاب و روحانیون افغانستانی بود که طلاب خارج خوان داغ مخالف ایت الله محسنی چاپ و نشر کردند و صبح قبل از شروع درس حوزه علمیه و خارج حوزه به یکی از مدرسین حوزه به نام ایت الله جعفر سبحانی دادند و او با دیدن اطلاعیه وفات ایت الله محسنی ناراحت شدند و کمی از خوبی ها و فضایل علمی او صحبت کردند و فاتجه خواندند و هزار طلبه خارج خوان حوزه فاتحه خواندند و بعد از اتمام درس، ان مدرس و این طلاب متوجه شدند که دوستانی چون علیزاده مالستانی و «حسین» و « آنتی سید» این کار را کردند البته این اشخاص نبودند ولی این روش« ماکیاولیسم» و آنارشیسم جاری در بین طلاب مورد اشاره شما این گونه داستانها را آفریدند و خواهند آفرید.
وقتی ظاهر بینانی که تعهد به وجدان خویش نداشته باشند و مرگ و پیری و جهان بعد از مرگ و در بستر بیماری افتادن را تصور نکند و از غرور جوانی هرچه می تواند علیه ذریه فاطمه زهرا به خاطر دشمنی با ” سید جاوید” می گوید و می بافد و می دوزد و نامش را هم “حسین” می گذارد یعنی موقع مرگ و جان دادن ” ابا عبد اللله حسین” را نیاز ندارد.
با این کارها فقط عرض افغانی و هزاره و شیعه بودن و آخوند بودن می رود و سودش تخلیه عقده هست و نه بیشتر.
سید مهربان خوب روضه خواندی با این روضهات معتقد شدم که واقعا سید هستی زیرا اخلاق و منش سادات را به منصه ظهور و بروز رساندی آگاهانه یا نا آگاهانه ثابت کردی که سیدی. دیگر نیازی به شجرهنامه و یا کارت حلالزادگی صادره از خیابان شاه ابراهیم قم هم نداری چون تمام ویژگی و خصلت سیادت را به نمایش گذاشتی.!!!
از پیامبر، زهرا، حسین و… مایه گذاشتی تا به خیال خود باز هم عواطف مردم ساده هزاره را تحریک کرده و مظلوم نمایی کنی!! دیگر مردم هزاره بیدار گشته فریب مظلوم نمایی شما را نخواهند خورد. شما به خاطر فریب مردم حاضر هستی شخصیتهای مقدس تاریخی همچون پیامبر و زهرا و علی و… قربانی کنی. مگر سادات افغانستان مثل آنان معصوماند که تو خود را برابر و همتراز آنان به حساب آوردهی؟ مگر پیامبر، زهرا علی و سایر معصومین این قدر تابع غریزه هستند که تمام دغدغههایش سرنوشت به قول شما ذریههایش باشند؟!! حتی اگر آنان را این قدر غریزی فرض کنیم ادامه و بروز غریزه خیلی ادامه داشته باشد یک الی دو نسل خواهد بود نه تا پایان تاریخ.
در حالیکه آنان تابع غریزه نیست و دغدغه آنان تمام بشریتاند و نزدیکترین فرد به آنان کسانی هستند که تقوای الهی را پاسدارند و عصیان خدا را نکنند. بنا به فرمایشی رسول اعظم «انا و علی ابواه هذه الامة» اساسا دین رسالتش این است که پیوندهای انسانها را بر معیار ارزشهای انسانی و الهی برقرار کند نه براساس خون و نژاد.
سید صبور محترم این همه روضه خواندی و از اخلاق گفتی و قیامت و مسولیت قلم و…. اما خودت بلا فاصله نویسنده محترم حسین جان را متهم میکنی که تو عقدهات از دین است و ناراحت هستی از اینکه تمام حرفهای دلت را نگفتی!!! کدام اخلاق، وجدان، دین و… حکم میکند که کسیکه دین را قبول دارد و خود مقر به آن است بگویی تو مشکلت با دین است اما جرات نکردی که بیشتر ازین بگویی و تقیه نمودی!!. آیا این از صداقتت است یا از تعهدی که با زهرا بستی؟ آیا اعتراض کردن و یا اساسا اعتقاد به سادات نداشتن جزو دین است که تا حرفی میشود فورا انگ بیدینی را میزنید؟ اگر شما سیدو عین دین باشید من همین الان ده منه همچو دین ….میکنم.
بیایید از خدا بترسید خود را مساوی و مرادف با ایمه و پیامبر نگیرید که هم خود شما ضرر میکنید و هم دین ضرر میکند. اگر پیامبر و اییمه مثل شما سادات باشند من با صراحت اعلان میکنم که آنان نمیتوانند امام و پیامبر ما باشند. آنان اگر مورد احترام هستند به خاطر دارا بودن تمام کمالات انسانی و معصوم بودنش میباشد و همچنین به خاطر داشتن بینش انسانی و نداشتن گرایشهای قبیلوی، خونی، نژادی و… است. شما آنان را در سطح شخصیت خودها پایین آورده و معرفی میکنید. این همه روضه، دروغ، تقلب، و….نخوان ولی رفتار و پندار خود را درست کنید وقتی این کار را کردید هزارهها شما را دوست خواهند داشت و به خاطر شخصیت و خوب بودن خودتان جذب تان میشوند و اگر کسی یا کسانی پیدا شوند علیه شما تبلیغات کنند مردم خودش جواب داده و باور نمیکنند. تمام اعتراضات هزارهها جهت اصلاح رفتار و پندار شماست نه دشمنی با شما و از بین بردن شما. هزارهها بینش انسانی دارند حتی افغانها را نمیخواهند از میان بردارند فقط میخواهد که آنان سر عقل آمده از توحش قرون وسطایی بیرون بیایند و دنیا را باز ببینند و ببینند که هزارهها هم انسانند و خدا اینان را خلق کرده و باید معامله برابر انسانی با آنان بکنند. شما هم باید بینش و گرایش خود را اصلاح کنید تا دیگر اعتراضی نشنوید. والسلام الامر الیکم
احتراماً خدمت سادات ارجمند عرض دارم که مقاله آقای علیزاده یک تحلیل وتحقیق برای آسیب شناسی جامعه هزاره بوده است ، متأسفانه یک قشر از سادات ما هم از این ناحیه صدمه دیدن .هر کسی حق داره که در مورد جامعه اش تحلیل وتحقیق کنه. تعجب من از این است که شما چرا واکنش نشاد میدهید.
این واکنشهای شما آدم را به شک میندازه که نکنه خدای نکرده شما را نقد کرده یا شما هم از آن دسته هستین.
در روزنامه ایران نوشته بود که طرح جمع آوری تکدی گران، واکنش آنهارا به بار آورد
سلام بر« حسین یار”
اگر حرف شما نصیحت هست که نصیحت کاریست درست و من نیز پذیرا می شوم و در همان حد که هر فرد شیعه موظف هست کوشش کند شیعه علی بودن خودش را نه در شعار که در عمل ثابت کند من نیز در حد توان خویش می کوشم ” فرزند زهرا بودن” م را در حد توان خود به فعلیت برسانم.
برادر قند و گلم!
خوشحالم که زیاد ابراز ناراحتی نکردی. و عصبیت به خرج ندادی.
کاش همه و این دوستت در حد شما رفتار می کردند.
بله خصوصیت شیعه هست که به جای هزاران فحش و اتهام و بی دین معرفی کردن خوبان، اگر بداند اتهامهایی وارده غیر قابل پاسخ هست و حق خوردن دیدن و ظلم آشکار می شود یاد از مظلومیت های مظلومان و سیره کریمانه آنان بکند و با اخلاق کریمانه معامله با خدا کند.
بله اتهام و طعن شما بر همه شیعیان وارد هست وقتی که شهیدی و مظلومی به ناحق دیده می شود تساف بخورد و از مرگ اخلاق و قصابی وجدانها ابراز ناراحتی کند
و
اگر قصد داروی بین من و “حسین” دوستتان هست چرا یک جمله از هرازان فحاشی او را نقد ننمودی و سکوت در مقابلش کردی و از روضه خواندن من ناراحت شدی؟
و سکوت و روضه مرا طعن کردی و در نقد مقابل چیزی بروز ندادی و بلکه دوستانی چون شما قلم اورا آفرین گفتند.
اگر قصد دفاع از فحاشی “حسین” نام را داری که با انتخاب نام ” یار حسین” و حرفهای بعدی نشان دادی که من حرفی ندارم .
حق هر انسانی هست از اعضا و جوارحش هر طور میل دارد استفاده کند و حسابش پیش خداست، اگر خدا را کسی باور داشته باشد.
موفق باشی عزیزم
رسم جوانمردی را اگر به جا بیاری نشنه شخصیت خودت هست.
با سلام مجدد
من دیگر با دوستان این دعوا را ادامه نمیدم.
هرکس هر قسم قضوت کند میلش.
یکی از دوستان روشنفکر به نام hazara
با دعوا و توهین گفتند ” سید برو عربستان” اولا افغانستان ملک شخصی تو نیست و در ثانی تو نماینده کسی نیستی و سوم اینکه همه اقوام ساکن افغانستان و از جمله سادات افغانستان مقیم و تاببعیت این کشور را دارند و یک تابع نمی تواند به حدود یک میلیون تابع دیگر بگوید کشور را ترک کند و چهارم اینکه اگر سید برود عربستان هزاره هم باید برود به کشورهای ماورائ النهر و
همین منطق بالای تو باعث نابودی و ضربه و تضعیف همه افغانستان و به ویژه جامعه شیعه و هزاره افغانستان شده است و همه نژادها را به جان هم انداخته است و کابل و کشور را نابود کرد.
عزیزم منظق قومی از من سید اگر بد هست فحاشی و قوم گرایی از تو هم بد هست هرچه تو بگویی من نیز در مقابل چیری میتوانم بگویم.
خون به خون شستن
و دعوا به دعوا حل کردن
اما اینکه گفتی به سایت غرجستان چرا سید مراجعه می کند. دنیای مجازی و صفحه گشوده شده برای عموم هست و مثل ایمیل شخصی نیست و تازه موضوع دعوا و مطلب سید هست و فحاشی به سید شده و به علاوه سیدهای بالا اکثر حلم نمودند و کوتاه امدند.
من نمی دانم این دعواها سر چی هست تعجب کردم اینها را خواندم. نمی دانم اینها سر چی دعوا می کنند و منظورشان از سید کیا هستند ولی تا جایی که من هزاره ها را می شناسم …………………………………………….
……………………………………………………………………………………………….
…………………………………………………………………………………….
من به عنوان هزاره میانه رو حرفها و نصیحتهای نویسنده این مطلب را تایید می کنم و از نظر دهندگان سید در این مطلب تشکر می کنم که تند روی ها و فحاشی های پا در هوای امثال(حسین) عکس العمل نشان ندادند چرا که اگر واکنش نشان می دادند می توانستند همانند( حسین) اسرار خانوادگی و تعداد زوجات شخصیتهای مورد علاقه ( حسین) و تهمت های نچسپیدنی ( حسین نام ) را به طرف نسبت بدهند که خدا خیرشان بدهد این کار غیر اخلاقی را انجام ندادند. چون اگر همه این اخلاق ( حسین نام را) داشته باشد رشته جامعه از هم گسسته می شود.
از همه سادات محترم که به فحاشی و حرفهای کثیف( حسین نام) واکنش نشان ندادند تشکر می کنم و سعه صدر شان را می ستایم.
از دوستان امثال( حسین نام)بی تعهد می خواهم خودتان این دروغهای شاخدار را باور نکنید چون عاقلان قوم و مردم دیگر مثل شما نمی اندیشند. اگر حربه های که شما از انواع تهمت و آسمان و ریسمان کردن و وهمیات کثیف استفاده کردید طرف مقابل نیز استفاده کند پنبه شما افراطیون که نسبتی با شیعه و اسلام و هزاره ندارید یک ساعته زده خواهد شد چون شما بیش از آنکه عقده هزاره و عقلانیت مناسب قوم هزاره و میهن داشته باشید و با این حرفها، اخلاق ضد انسانی خود را به نمایش می گذارید.
مگر فراموش کردید که ما هزاره های بد تر ازموادری که برشماردید داریم اگر تو باتخیلاتت همه بدی ها را به آنان نسبت دادی ولی هزار مرتبه وواقعی ترش را می شناسم که در میان قوم هزاره هست و طرف پسر نماینده پارلمان هست ولی در آمریکا کاباره باز کرده و جعل اسناد می کرده و توسط پلیس آمریکا در مجلات آمریکا اسنادش منتشر شده و یا این پولهای کثیف مو کوشید تا مخارج خانوادگی و هزینه کاندید شدن بستگانش خود را در بیاورد؟ اگر اطلاع ندارید خودتان بروید تحقیق کنید و…. برای به فرو کش نمودن این بحث بیشتر از این را که می توانستم بر شمارم ولی نمی شمارم.
سید آقای ماست
این حرفهایی که بعضی هزاره نماها می زنند از زمان آدم ابوالبشر تا کنون بوده است.
من به خود می بالیم که آقایی مثل سادات دارم و افتخار میکنم حال می خواهند بد باشند یا خوب باشند. اگر خوب باشند که برای خود خوبند ولی اگر بد باشند برای خود بدند ولی دلیل نمی شود که من به آنها بد و بیراه بگویم. سادات را احترام می کنم و دستش را می بوسم تا بسوزند آنهایی که نمی توانند ببینند.
شاید بگویید چرا چنیین دیدگاهی داری. چرا که اگر ما به سادات احترام کنیم، به خود و به بزرگی خود احترام کرده ایم. جرا که بزرگ همیشه بزرگ است.؟؟؟؟!!!!!!
شاید بگویید چرا ؟؟؟؟؟؟؟ مثال می زنم پدر ما پدر ماست خواه بد باشد یا خوب باشد ما از آن نظر که پدر ماست یا مادر ماست احترام می کنیم ولی در آنچه که بدی می کند که بدی از هر کس باشد بد است از او تبعیت نمی کنم. لذا پدر بودن او با بد بودن او منافات ندارد و هر کدام را باید تفکیک کرد.
من سادات را از آن نظر که سید هستند احترام می کنم و کار هم ندارم بقیه که چگونه می اندیشند. یا خود سادات در مورد خود چگونه می اندیشند خود را برتر می دانند یا نمی دانند ولی من آنها را احترام می کنم چرا که لایق آنند و البته اگر از آنها بدی ببینم از آنها تبعیت نمیکنم ولی بخاطر سید بودن آنها به آنها خدای نکرده اساعه ادب نمیکنم
و از تمام سادات در خصوص این جملاتی که برخی نا بخردان و حسودان به زبان می آورند پوزش می خواهم. و البته به جایگاه شما غبطه می خورم. باشد که جامعه ما به جایی برسد که احترام به دیگران و از جمله بزرگان خود را بیاموزد. البته که بیشتر مردم نمی اندیشند. و از سادات نیز می خواهم که همیشه از جایگاه سیادت خود به مسائل نظر داشته باشند که البته غالبا اینگونه است.
ای کاش این همه توانی را که دوستان سر این مسئله می گذارند و این همه مطلب و نظر در این مورد می نگارند، نصف آن را برای تحلیل و نقد مسائل مهم تر و ریشه ای تری بگذارند.
به جای متهم کردن همدیگر به دشمن اصلی که تمام این نفاق ها هم از آنجا سرچشمه می گیرد بپردازید.
درجواب سیدگل فروش یا گ…فروش !
اولا مملکت افغانستان محل بودوباش اجداد ما مردم هزاره هست وتاریخ هم این مسئله را اثبات کرده است و نیازی به تایید مهاجرین تازه واردی مثل سادات ندارد.
دوما …………………………………………………….
ما نیازی به شیعه و سادات نداریم .ما از اول هزاره بودیم و هزاره هم خواهیم ماند
سوما اگر سیدها حلم کردند این هیچ افتخاری برای ایشان بهمراه ندارد چراکه شما با اعمال خود محکوم هستید .
چهارما اگر حلم نکنید چه کارخواهید کرد ؟کدام کاری از دستتان برنمی آید که انجام بدهید پس ادعای توخالی نکن سیدک
زیاد تلاش نکنید هزاره را تنها شیعه نشان بدهید
ما مردم هزاره برایمان مذهب درمرتبه ی دوم قرار دارد و بیشتر ازین مارک مذهب را به ما نچسبانید .
هزاره شامل تمام هزاره های اسماعیلی . سنی و شیعه دوازده امامی می شود و لذا صحبت از هزاره شیعه کاردرستی نیست .
ما مردمان هزاره به هویت تاریخی خود افتخار داریم و نیازی به همراهی چهارتا سید نداریم
احمد نام عزیز تو اختیار داری که سید را احترام که هیچ، برو هر چه در هستی خود داری به آنها بده کسی ناراحت نمیشود چونکه ازین بیشتر شعور و سطح فکرت کشش ندارد کسی که نتواند ابتداییترین مسایل انسانی را درک کند و حاضر باشد برده دیگران باشد چشم حسودان کور باشد که با تو که بهشت نا فهمی سیر میکنی حسودی نماید. تو حق داری تمام هستی خودت را در اختیار سادات بگذاری کسی از تو ناراحت شود.
من فکر نمیکگنم هزاره قرن ۲۱ تا این سطح کودن و نفهم باشد که تا هنوز متوجه خود نگشته و شخصیت مستقل انسانی خود را درک نکرده و خود را آویزان جزء وجود سید تعریف کند.!!!
به نظرم سیدی تحت نام هزاره چنین اظهار نظر میکنند تا به خیال خود چنین وانمود کند که تا هنوز به قول سید مرتضوی هزارههای زیادی هستند که حاضرند سادات را سواری بدهند!!
اگر چنین هزارهی پیدا شود که در خدمت سادات باشد و همه چیز به آنها بدهد، هیچ هزارهی ناراحت نخواهد شد چونکه هزاره آسایش و راحتی و خوشی تو را میخواهد هر طوری که تو راحتی و احساس خوشبختی میکنی همان مهم است.
عزیزی که تحت عنوان ویروس کش اظهار نظر کردی
امیداورم که ویروس تعصب خود را کشته باشی. احترام به دیگران احترام به خویشتن است.
توهین به دیگران، برای ما شخصیت نمی سازد. احترام به دیگران باعث می شود ما هم احترام شویم. من با نوشتههای نویسنده جناب آقای عالمی کاملا موافق هستم. سادات گل سر سبد جامعه هزاره و بلکه تمام مسلمانان جهان هستند. این واقعیت است، خب خیلی ها در دنیا هستند که نمی توانند واقعیت را بپذیرند این امر به واقعیت خللی وارد نمیکند. این بر ماست که از نخبگان و بزرگان خود چگونه استفاده کنیم مگر لبنان سید ندارد مگر تمام رهبران لبنانی و بزرگانشان سید نبوده است مگر رهبران ایران و عراق و پاکستان سید نبوده اند، همه سید بودند. مگر چند درصد جامعه ایران سید هستند اما سادات تمام پستهای کلیدی از سیاسی و علمی ر ا در اختیار دارند. مگر در لبنان چند در صد سید است. دلیلش زورگویی است دلیلش حماقت لبنانی ها یا ایرانی هاست یا دلیلش فهم و شعور آنهاست که از تمام ظرفیتها استفاده میکنند شاید بگویی که سیدها مانند فلانی و فلانی طبق گفته برخی ها بر ما ظلم کردند یا ما را فروختند. مگر در ایران کسانی مانند کسروی و تقی زاده که سر دمدار مبارزه با دین و سنت بودند سید نبودند ولی هیچگاه از آن منظر که سید بودند مورد مواخذه قرار نگرفتند. هر جامعه و هر قشری تر و خشک دارد و این کوته نظری است که ما همه چیز را سیاه یا سفید بدانیم.
بیاییم تعصب را کنار بگذاریم و برادرانه در کنار هم باشیم
چرا ما هزاره ها شرورهای خود را بر نیکان دیگران ارجحیت می دهیم امام علی می فرماید:اگر قرار است تعصب روی چیزی داشته باشید، لااقل روی صفات پسندیده و فضایل اخلاقی و کمالات انسانی وکارهای خوب تعصب ورزید، همان صفات و فضائلی که اهل شرف و انسان های سربلند از آن بهره جستند و بر آن سبقت گرفتند. پس روی آن کمالات و فضایل اخلاقی تعصب داشته باشید؛ همانند حفظ حقوق و حدود همسایگان، وفای به عهد و پیمان، انجام کارهای خوب و ارزشمند و دوری از تکبر و گردنکشی، کسب خوبی ها، دوری از ظلم و ستم، بزرگ شمردن گناه آدم کشی، داشتن انصاف با مردم، فرو بردن خشم و دوری از انجام فساد روی زمین.
شاید بگویید تعصب مذموم چیست: راوی می گوید: از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم: تعصب چیست؟ آن حضرت فرمود: «ان تعین قومک علی الظّلم»؛ تعصب این است قوم خود را بر ستم کردن یاری و حمایت نمایی.
امام سجاد می فرماید«العصبیّة الّتی یاثم علیها صاحبها ان یری الرّجل شرار قومه خیراً من خیار قوم آخرین و لیس من العصبیّة ان یحبّ الرّجل قومه ولکن من العصبیّة ان یعین قومه علی الظّلم»
آن تعصبی که انسان با داشتن آن گناهکار است این است که بدهای قوم خود را برتر بداند از خوبان قوم دیگر، و این که قوم خود را بر ستم کردن کمک و حمایت کند (و از آن طرفداری کند هرچند آنان ظالم و زورگو هستند)
درجواب احمد
اولا می دانم که سیدهستی و داری با نام جعلی یک هزاره چنین اراجیفی را این جا انتشار می دهی
دوما اگر حتی هزاره هم باشی از رفتاروسخنانت پیداست که هنوزهم سرعقل نیامده ای ویا برای مسخره گی این گپ را اینجا نوشتی
سوما همه ی سیدک های افغانستان بدانند که دیگر آن روزهایی که مردم هزاره ایشان را بخاطر انتساب نداشته شان به بزرگان دین اسلام احترام می کرده اند دیگر به سر آمده و بعداز ین هیچ کسی نمی تواند با شال و کلاه سبز وعمامه سیاه اموی سرمردم هزاره را کلاه بگذارد.
چهارما به گفته ی سید مهربان نمی توان با دوانگشت آفتاب را پنهان کرد لذا **** و ***شما سادات مانند افتاب هویدا وعیان گشته بیشترازین اشک تمساح نریزید واستخوانهای مردگان را درقبور شان نلرزانید و پیراهن عثمان را برعلم نکنید چرا که دیگر این حنای شما رنگی ندارد .
حسین جان عزیز, سخنان شما بسیار متین و عمیق بود. به نظر میرسد حال دیگر نوبت این قوم است که بیایند و اثبات کنند که عرب بوده و از اولاد نبی هستند. به نظرم این سخن شما باید همگی را به تإمل وادارد و در آنچه کرده آیم تجدید نظر کنیم و نان هایی را که داده ایم باید توبه کنیم که به نام خدا و اولاد نبی چه کارهایی این قوم یهود نکرده است.
من نمی دانم این کسی که تحت نام هزاره اظهار نظر می کند دچار توهم شده است و همه را سید می بیند. مگر فقط سید ها فهم و شعور دارند و توانایی نوشتن. مگر سیدها فقط قدرت تشخیص دارند که هر کس مطلبی می نویسد تو او را سید خطاب می کنی. بابا ما هم می توانیم. خواستن توانستن است. به شرطی که چشمها را شست، واقع بین بود و خود را فریب نداد، و از گفتمان فحاشی و توهین خارج شد، عزیز دلم وقتی که من و شما توهین می کنیم، یعنی منطق نداریم، فکر می کنی من بلد نیستم به سادات فحش بدهم، استاد فحش دادن و فحش ساختن می توان بود. ولی فحش حل کننده نیست. دیالوگ، گفتمان برابرانه و برادرانه راه حل است. تا کی بر طبل تو خالی تعصب می کوبیم، تو بگو یهودی، تو بگو هندو تو بگو سیک تو بگو شمر، ولی سید که خود را یهودی نمی داند یا سیک نمیداند او خود را سید می داند و به توجه به پشتوانه نسبی و حمایت های تاریخی و فکری پله های ترقی را طی می کند، حالا بگویم شما گشت گر هستید شما دزد هستید شما خائن هستید شما نژاد پرست هستید، شما فلان و بهمان هستید، بخدا یک سید هم در سیادت خود شک نمیکند و توجهی هم نمی کند. راست میگوید نویسنده مقاله ، واقع بین باشیم. همه دنیا دنبال متحد و یار و نفر و همفکر و هم رای میگردند ما هزاره ها نمی دانم این مرض و خوره چرا به جان ما افتاده که اعضای خانواده خود را از خانه به در می کنیم، بابا هزاره ها اکثرشان نسب ها ای فامیلی با سادات دارند، به یک زبان صحبت می کنند سر یک سفره می نشینند یک جا نان می خورند یک جا می میرند سر ختم هم حاضر می شوند این اراجیف جی است مثل خره به جان برخی نابخردان افتاده از هر دو طیف، برویم خودمان را اصلاح کنیم، ما اگر به جایی برسیم با هم می رسیم و اگر نرسیم قطعا بدون هم نمی رسیم،
دوستان و قومای محترم!
دیگر دوران دست بوسیدن سادات گذشته و خود سادات عاقل هم این توقع را ندارند و نباید هم داشته باشند و میخواهم افتخار صرفا به خاطر نژاد را کنار بگدارند. هرکس خواست دینداری کند اختیارش و هر که خواست دینداری هم نکند اختیارش حریم خصوصی اش محترم هست.
اما و ظیفه ما هزاره ها هست که در مراکز عمومی نباید ترویج دین ستیزی کنییم. در میان ما هزاره ها افراد دین ستیزی زیادی وجود دارد که در ظاهر حتی طلبه و آخوند هست و گوی سبقت را از همه ربوده حالا بگذریم که پسر اینجینر … و …در امریکا کاباره باز کرده و حتی جعل اسناد می کرده و اسنادش در همه رسانه های امریکا انتشار یافت من از خواندن آن شرمنده شدم و شاید کسانی از ما هزاره ها پول های دشمنان اسلام و یهود و مسیحیت را هم شاید گرفته باشد همین ها می گویند حسینیه ما شیعیان و مرکز درمسال هندو ها هر دو باید از رونق بیفتد. خوب توی که در خارج رفتی فکری به حال هزاره های افغانستان کن که نمیتواند مثل تو یک شبه قید مذهب و سایر اقوام افغانستان را بزند و خود را فقط منجی قوم بداند و برای رای گرفتن مثل تو شعار های خصومت گونه سر بدهد. و این تفکر اشتباه هست.
اما اگر ما هزاره ها کمی تعقل و درایت داشته باشیم نباید دشمن تراشی کنیم.
چون عده ی از هزاره های افراطی خودمان تخصص زیادی در دشمن درست کردن دارند و سرشان هم درد می کند برای دشمن تراشی و سرشان درد می کند برای اینکه غوغا سالاری کنند و با اتهام زدن به بقیه از خودشان شخصیت درست کنند و هویت شان را در دعوا سالاری حس می کنند.
عده ی از همین ها خیال می کنند با فحش دادن به دین و آخوند و سیید و خواندن چند کتاب رمان و داستان تخیلی نویسندگان غرب و چند تا احسنت گفتن به چند هزاره سکولار و دین گریخته و…. می توانند منجی هزاره ها شوند.
خدمت به خلق محروم هزاره می کنی بارک الله ولی دین ستیزی و دشمن تراشی جواب نمی دهد باز اختیار خودشان..
همین افرادی ترسو و بی هویت چون حسین اتهام یهودی شدن به سادات افغانستان میزنند به خیال خودشان می توانند کشور ایران را علیه سادات حساس کنند که این توهم پوچی اش مثل آفتاب روشن هست. تو هرچه شبنامه علیه محسنی و …پخش کردی نتیجه نداد.
بیشتر از اینکه دیگری را متهم کنی از خودت رفع جرم کن. سادات با تمام خوبی ها و خرابیهایش نزدیک ترین نسبت با هزاره ها را دارند. چون از منطقه مشترک با فرهنگ مشترک و مدهب مشترک و تاریخ مشترک و محل سکونت مشترک در همه جای افغانستان مقیم اند و نمی توان آنان را کوچاند و یا نژادش را جرم دانست.
احترام به همه را باید جزئ از اخلاق بدانیم و احترام به سید معنایش بوسیدن دست آنان نیست که ممکن هست در بعض قریه جات رواج باشد. معنایش این هست که باید با آنان دوستی مسالمت آمیز داشته باشیم و درخشش استعدادهای مشترک را افتخار مشترک بدانیم.
به امثال حسین که احساسات دارند باید گفت:
تو اگر با سیید منطقه خود دوستی نمی توانی بعد می توانی با پشتون و تاجیک و قانونی مسعود دوست شوی یا یک ترک و کرد ایرانی که سی سال به یک افغانی تابعیت نداد دوستی کنی؟ ایرانی های که قیافه هزاره گی داشتن را جرم می دانند.
همین دوستان افراطی که خیال می کنند در زمان جومونگ زندگی می کنند و هوای امپراطوری در سر دارند، البته از سر مصلحت و اقتضای موج سواری در وصف شهید مزاری هم چند مطلب می نویسند ولی با آرمان آن شهید در دل ستیز داشته و اگر شهید مزاری الان زنده می بود علیه اش می نوشتند و اندیشه ها و درایت او را منسوخ می دانستند.
اینان خیال می کنند که می توانند کشوری یک دست هزاره بدون اقوام دیگر درست کنند و در آن هم آخوند و مذهب نباشه سیید و قزلباش و …که هیچ.
یک کلام و ختم کلام…..دشمن تراشی درد ما را دوا نمی کند عقلانیت و واقعیت بین باید بود.
دروغ تازه سیدک ها … جمعیت سیدک های افغانستان را یک میلیون نفر را برآورد کرده است ؟؟؟؟؟ براساس کدام منبع این گپ هوایی را می زنی ؟
همه ی ساکنان افغانستان می دانند که سیدها در زیرپروبال هزاره ها بنام هزاره شناخته می شوند و کسی قائل به یک ملیت جداگانه بنام سید نیست واگر مرد هستید و فکرمیکنید که یکی میلیون نفر هستید چرا همه از ولایات هزاره نشین کاندید می شوید و با رای هزاره ها به مجلس و پارلمان می روید ؟؟
با این همه خودخواهی و بد ذاتی شما بازهم شما برا ی اثبات وجود تان بعنوان یک انسان نیازمند حمایت هزاره ها هستید واگر شما خودرا بعنوان یک قوم جداگانه مطرح کنید درافغانستان شما را نیست ونابود خواهند کرد .
سلام
“هزاره شیعه”، واقعا حرفهای منطقی و جالبی گفتند. من هم از کارهای پسر اینجینر عباس که و پرونده مفاسد اخلاقی و جنایی او تاسف می خورم. وقتی دین و اخلاق نباشد. ضمنا اگر من به جای سادات بودم در جواب افراد بد اخلاقی چون( حسین و هزاره و انتی سید) چندین نفر را مثل خانم س…و اقای ر… غیره حتما نام میبردم …و جواب تند می دادم ولی ..
اگر ما مردم پای همدیگر را بکاویم همه افغانستان ضرر می کند.
من تعامل مسالمت آمیز را مفید می دانم.
اگر شنیدید که جمعیت سادات افغانستان بیش از یک میلیون است تعجب نکنید زیرا بسیاری از آن ها به نام تاجیک و تاتار و قزلباش زندگی می کنند. بنابراین, بسیاری از تاجیک هایی که هویت خود را در طول مدت گم کرده اند سید هستند. تنها برخی از آنها است که به هویت گذشته خود باز گشته و فرصت طلبی می کنند.
جناب آقایی که تحن عنوان هزاره میانهرو اظهار نظر میکنی یا تحت این عنوان اظهار نظر نکن و یا واقعا میانهرو باش تا با خود و خوانندگان دروغ نگفته باشی!! طبع میانهروی ایجاب میکند که عاقلانهتر و خیرخواهانهتر کاستیها و اعوجاج دو طرف دعوا را نشان داده و تا حدی از آتش افروخته شده کاسته و فضا را تلطیف و منتطقیتر کرده تا زمینه تفاهم فراهم گردد اما جنابعالی بیشتر آتشبیار معرکه شدهی تا میانهرو.!!!؟
مقالهی چه خوب و چه بد وقتی منتشر میشود باید با اظهار نظرهای عالمانه و منطقی خوانندگان ضعفها و قوتهای مقاله را به نویسنده گوش زد کرده و رهنما باشند اما با کمال تاسف که چنین نیست و خوانندگان محترم به جای اینکه تحلیل کنند اعلام موضع مینمایند!! این، زیبندهی فرهنگیان محترم نیست. چه سادات و چه هزارهها تا منطقی و عالمانه و خیرخواهانه نظرات خود را طرح نکنند موثر واقع نخواهند شد بلکه فقط لجاجت دو طرف بر انگیخته شده و موجب و جنگ و کینه میگردد.
من تا جایکه اظهار نظرهای دوستان را مرور کردم بیشتر دعواست تا اظهار نظر پیرامون دیدگاه نویسنده مقاله!! و این جای تاسف دارد که چرا فرهنگیان ما دچار چنین اخلاقی گردیدند؟!!
خواهشمندم که چه موافق یک مقاله باشید و چه مخالف، روش منطقی و خوب را برای بیان اظهار نظرهایتان انتخاب کنید تا اثربخش باشد و اگر روش ما اصلاح نگردد نه سادات حرف هزارهها را قبول میکنند و نه هزارهها حرف سادات را. بیایید کم کم خود را عادت بدهیم به روش جدال احسن. شاید دوستان این حرفهایم را خوش نیاید و نصیحت تقلی کرده و رد نمایند. خوب اشکال ندارد حرفی بود و گفتم.
بس که تپاندی به دهن نان ِ مفت
هار شدی سیّد ِ گردن کلفت !
روز به ما مثل شب ِ تار شد
تا که تن ِ پست ِ تو پروار شد
زبانحال ما هزاره ها با سادات نمک نشناس افغانی هم شبیه ایرانیهاست، بخوانید:
بس که تپاندی به دهن نان ِ مفت
هار شدی سیّد ِ گردن کلفت !
روز به ما مثل شب ِ تار شد
تا که تن ِ پست ِ تو پروار شد
گر چه درون دهنت نان ِ ماست
در دل ِ تو کینه از ایران ِ ماست
بس که شده یونجه و کاهت زیاد
گشته اخیرا دک و پوزت گشاد
هست تو را کینه از ایران زمین
بس که بود در شکمت باد ِ دین
با تو ندارم هوس ِ گفت و گو
راهزن ِ لمپن ِ بی چشم و رو!
آن چه تو را گفته بدم پیش از این
هست کماکان به حقیقت قرین
یاد نداری اگر آن شعر شیک
دست بجنبان ، بکن اینجا کلیک:
http://iran90.co.de/index.php?q=uggc%3A%2F%2Fonyngneva.pbz%2Fcrezyvax%2F2010%2F11%2F7%2F2247840
سیدها اکثرا آدمهای عاقل و دور اندیشی بوده اند. از دور اندیشی شان همین بس که هزاران فرد بزرگ در طول تاریخ دارند ولی هیچگاه آنها را تابو نمی سازند، ولی ما که یک نفرمان یک حرف سنجیده یا ناسنجیده می زند فکر می کنیم چه کارها که نکردهایم، بابا امروز سادات افغانستان موفق هستند به نسبت جمعیت خود. هم در بین هزاره ها موفق هستند که بالاترین رای ها را می آورند و این نشان میدهد که مردم ما به آنها اعتماد دارند. و هم از سویی در بین دیگر مردم در افعانستان از محبوبیت برخوردار هستند. چرا که در پارلمان هم وقتی رای گیری می شود آنها موفق اند و امروز ریاست چند کمیسیون مجلس با آنهاست. نویسنده عزیر مقاله به درستی تحلیل کرده ما باید از سادات خود استفاده کنیم همانطور که قومیت های دیگر می کنند. اینکه دافعه ما زیاد باشد و قدرت جذب نداشته باشیم بخدا تنها می مانیم، ما هر سیدی که قدرت جذب ذیگران را دارد و حرفش برای دیگران نیز خریدار دارد. سازشگر به حساب می آوریم، سازشگری یعنی چی؟ یعنی هر کسی که با دیگران تعامل درست داشت سازشگر است. و باید به او انگ خیانت زد. با انگ زدن برای ما جایگاه در افغانستان جور نمی شود. مگرا الان تنها نماندهایم کدام نفر در افغانستان سلام ما را علیک می کند. تا کی بر طبل جهالت خود می کوبیم. من نمی دانم چرا برخی ها خسته نمی شوند.
احمد رضا جان معمولا هجو نامه ها و شعرهای انتقادی را برای آدمای عادی و ولنگار و وحشی نمی نویسند .
هجو نامه ها و شعرهای سیاسی را برای کسانی می نویسند که سرشان به تنشان می ارزد
تو با زبان بی زبانی میگویی که اینها میتوانند. به درستی که سادات در تمام زمینه ها موفق بودهاند و نوش جانشان که می خورند چون هر کسی لیاقت خوردن و پروار شدن را ندارند. هز کسی نمی تواند کفر دیگران را در آورد هر کسی نمی تواند حسادت دیگران را بر انگیزد برخی ها فکرشان فقط به حمالی میرسد و نمی فهمند چگونه باید مفت خورد، مفت خوردن عیب نیست، گشنه ماندن و بی کس ماندن عیب است عزیز.
ثانیا تو مگر خودت فکر نداری که می روی در سایت دیگران سرک می کشی که بر علیه بزرگان و نخبگان چه چیزی نوشته اند اگر می تواند از خودت انتقاد در کن، جاهل، حیف آن نامی که بر خود گذاشته ای
من از آقایون هزاره خواهش می کنم که اینقد به این سادات گیر ن
بخدا من برخورد سیدها را دیده ام خیلی آدمای خوب و مهربانی هستند. همیشه من باهاشون برخورد داشته ام آدمای خوبی بوده اند و به من کمک میکردند. سیدها خیلی خوب اند. تازه از مردهای ما خوشگلتر هم هستند. کلا مخصوصا شیخاشون با عمامه های سیاه خیلی تو دل برو هستند. ادم دوست داره که باهاشون صحبت کنه، بوی خوبی هم میدن، تر و تمیزن.کلانا با کلاسن
خانم کریمی معلومه که شما یکی از قربانیان این سادات هستید
اینا وقتی که شما که خانم هستین می رسن این کارا رو می کنند مواظب باشید گول زبون و قیافه سادات عزیز را نخورید. به همه خواهرا توصیه می کنم که مواظب اینها باشید.
لازم هم نیست که هر گونه رفتار داشته باشما بیایید اینجا مطرح کنید.
فکر کنم با منطق می شود جواب همدیگر را داد،ولی فکر کنم که عده از سیدها حالا خلط گویی را شروع کرده وهمین لیلا کریمی یکی از آقا سید باید باشد.باور کنید که اینگونه نظرها از روی حماقت و بی خردی نوشته می شود نه از سر تعامل و منطق گرایی.از دوستان هم خواهشمندم که زود احساساتی نشوید چون در دنیای مجازی زن مرد می شود و مرد هم زن.
یقین دارم و مطمین هستم که اکثر این اظهار نظرهای که به نام هزاره میکنند سادات هستند!! سید مهربان که به نام سید اظهار نظر میکرد عقب نشینی کرده و اینک سیدو به نام هزاره و لیلا کریمی میآیند عقدههای خود را بیرون میدهند چون مردم ما همه میدانند که اکثر سادات به اخلاق اسلامی پا بند نیستند و هر نوع ادعای که خیال کنند به نفعش تمام میشود مرتکب میشوند. مشکل از همینجاست که سادات اخلاقش با نسبش سازگاری ندارد و اگر مردم اخلاق اینان را به حساب پیامبر و ایمه (ع) بگذارند آبرو برای آنان نمیماند ولی مردم بیدار هستند که نمیشود رفتار فرزند را به به حساب پدر گذاشت و نه از پدر را به حساب پسر بلکه هرکس در گیرو عمل خویش هست. خدا به سادات اخلاق و منش انسانی بدهد.
سلام مجدد حضور دوستان عزیز وخوانندگان محترم
حضور امیر جان دانا سلام ویژه عرض می کنم.
دوست گرامی ام.
آن گونه که شما تلقی کردید نیستم که خودم را لیلا کریمی و هزاره معرفی کنم. مگر من کار و زندگی ندارم که همه را رها کرده باشم و تند تند بیایم و شیطنت کنم و بز دل و ترسو باشم؟
نه عزیزم به جان عزیز هردوی مان که امانت کیهانی هست من با وقت و عمرم شوخی ندارم.
حرفهایم تلخ بود یا شیرین همه را گفتم اگر تلخ بوده نیز خدا مرا هدایت کند به آن مسیری که تو میخواهی اگر هم قابل هدایت نیستم به خاطر نژادم ، از خدا حقیقتی به نام مرگ را خواستم که دیر و زود دارد و سوخت وسوز ندارد.
ضمنا من موکل حرف بقیه نیستم که چه گفتند. من در این دو روز وقت نداشتم به سایت مراجعه کنم و الانم حوصله نندارم این بحث را ادامه بدهم.
هرکه بد یا خوبی کرد مال خودش میباشد:
فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و …شر یره
دنیا منزل مکافات هست
اگر سید بودن جرم باشد باز من مجرم به دنیا آمدم این دعوا نداره. یهودی زاده باشند باز من یهودی زاده به دنیا آمدم مجرم نیستم. به علاوه جرم باشد با مجرم هرکه هر کار خواست بکند میلش. شما مهربانان یا قهرمانان اگر با من دعوا دارید من خوشبختانه من دعوا نمی کنم.
هرکار با هر سید خواستید بکنید.
سیدهای تاریخ یا افغانستان، اگر بد باشند که با خوب گفتن من خوب نمی شوند و اگر هم خوب باشند مردم خودشان چشم دارند و عقل دارند و می بینند با بد گفتن دوستان مخالفم بد نمی شود.
هر خانواده در خود افراد مختلف با اخلاقهای مختلف دارد و هر قوم بد و خوبی دارد بله سید تنبل و زیرک هم داریم و سید پرتلاش و صادق هم داریم
هزاره هم همینگونه و دیگر اقوام
دوستانم!
مفت خور ،انگل ،یهودی زاده، نمک به حرام و مصداق همه هجویات تاریخ باشم باز من همینم .
دوستالن گلم !
من اعتقادم را نه تحت نام هزاره که به نام خودم میگویم:
اعتقادی به بوسیدن دست سید وامثالش ندارم ولی یک شهروند افغانسنان هستم هرکس هر کاری خواست با هر سید بکند اشکال ندارد؟
همه با سید های خود دشمنی کنند میلش یا دوستی کنند با هم اختیارشان. ضرر کردند به ربطی ندارد و فایده کردند نیز برای خودشان.
من اگر بدی را از سید ببینم ناراحت می شوم همانگونه که از هر انسان دیگر بنگرم و اگر کار نیک بنگرم خوشحال می شوم همانگونه که از هر کسی دیگر بنگرم.
جسم نقاب حان ادمی هست
ادمی اگر روح و عقلش بر شهوتش مسلط باشد خوب هست از هر نژادی که باشد
از دیدن مفاخر و خوبان جهان خوشحال می شوم و با دیدن خوبان و شخصیتهای افغانستان خوشحالتر و از دیدن خوبان هزاره ها بیشتر خوشحال می شوم .
من در کارهای زندگی با دوستان غیر سیدم خوب و صمیمی هستم و کارهای زندگی و تعامل سالم دو جانبه داریم. اگر همه جهان دست به همدیگر بدهد که من به آنان بدبین شوم تا وقتی ازآنان بدی نبینم به بدگویان اعتنای ندارم و آنان نیز.
شاید ادم خوب نباشم ولی هر انسان طینتش خوب هست.
رفتار نیک پندار نیک و کردار نیک از هرکس سر بزند خوب هست.
میتوانستم تحت نام مستعار اگر حرف بزنم و بد دهنی کنم خیلی چرندییات دیگر مثل بعضی از دوستان ردیف و قافیه کنم ولی حوصله این کار را نداشته و ندارم و من این کاره نیستم.
باز می گویم من ادمهای فوق نیستم اگر می بودم که وای بر این سایت فقط چند نفر بیشتر خواننده ندارد و آنهم خوانننگان دعوای و معدود. باور کردید میلتان نکردید بازهم میلتان.
دوستان دیگر هرچه شعر و هجو و کلمات رکیک می توانند و می خواهند بنویسند اختیار دست و اعضا و جوارح خود دارند.
آیا می دانید چرا مقامات و رهبران دنیا وقتی به کشوری سفر رسمی می کنند، جزو اولین اقدام آنها گذاردن اکلیل یا دسته گل بر مزار “سرباز گمنام” در آنجا می باشد؟ راستی چرا کسانی که تحت عنوان سرباز گمنام، سردار، رهبر و… مسئولیت جنگ و دفاع از مردم و سرزمین خود را به عهده داشته اند در سراسر جهان به عنوان قهرمانان ملی مورد ستایش و احترام همیشگی قرار می گیرند؟ آیا این سربازان گمنام که غرق کشتار و خون بوده اند برای چه قابل ستایش و احترام تا این حداند؟ ما هزاره ها در قبال رهبران و سرداران و سربازان گمنام خود چه کرده ایم؟ آیا سزا نیست تا ما حتی کفش های سربازان، سرداران و علی الخصوص رهبر شهید مزاری را بعنوان یک رهبر صادق و از جان گذشته که تمام هستی خود را فدای دفاع و پاسداری از مردمش کرد، ببوسیم و حتی خاک پایشان را سرمه چشمان کنیم؟ فریب آن افرادی را که می خواهند رد گم کنند و در کامنتها به انحاء مختلف و حیله گری سعی دارند خود را مثلا هزاره جا بزنند ولی بلافاصله انواع توهینها را به رهبر شهید نثار می کنند، باشید. این افراد نه هزاره و تاجیک و پشتون بلکه دشمنان قسم خورده هزاره، یعنی سادات هستند. آنها از کامنت های فوق و غلط انداز، جز دشمنی و ضربه زدن به هزاره ها و رهبر شهیدمان هدف دیگری ندارند. سادات در جامعه هزاره همانند مجاهدین خلق در جامعه ایران می باشند. همانطور که مجاهدین خلق با دشمن قسم خورده ایرانیها یعنی صدام متحد شد و به سرزمین و مردم خود خیانت کرد، سادات هم عیننا مثل آنها خائن و دشمن به ملت هزاره هستند. هزاره های عزیز!، رهبران، سرداران، سربازان و شهدای قهرمانتان را ارج بنهید و مواظب مکز و حیله دشمنانتان نیز باشید.،
این سید مهربان از همان ساداتی است که در قم درس خوانده و فعلا در هرات به سر می برد و اگر لازم بود اسم وی را نیز معرفی می کنیم. سیدی است که از بیکاری و فرط در سیدگرایی به این روز افتاد ه که کارش شده لالایی خواندن برای خواب رفتن مردم هزاره.
با سلام خدمت همه ی قومای گل هزارستانی . خدمت خانم کریمی عرض کنم : بچم ای چیزا دیگه قدیمی شده که به نام هزاره ها بیایی و نظر بیدی . تو یکی از همان مفت خور هایی هستی که جرءت نداری اصالت خود ر نشان بدی . او خررررررررررررررررر خواهرای ما از نسل دخترایی هستند که هماسه چل دختران ر برای همیشه د قلب تاریخ هزارستان به یادگار گذاشتند. من با سادات مخالف نیستم . اما بعضی از اینها مانند ویروس H I V در بین ما اختلاف می اندازند. سیدی که با نام یک دختر هزاره نظر دادی امثال شما ویروس HIV هستین . به امید اتحاد بین کل هزاره ها
سلام بر خوانندگان سایت
عید سعید قربان را حضور دوستان تبریک عرض می کنم
من در مقاله ی راحع به این بحث نظر گذاشتم و چند تا از دوستان، همه نظر دهندگان معتدل این سایت را به خیال «سید مهربان» یعنی من می کنند.
من نه خانم کریمی نام هستم نه سید مقیم هرات و نه محصل شهر قم بله ذریه زهرا و شاید نظر دهندگان دیگری باشند و مرا خیال هرکس که میکنید بکنید میلتان ولی…
من اگر نظر بدهم با همین نام خودم مردانه نظر خواهم نوشت که دیگر نخواهم نوشت
ان بعض الظن اثم
قسم خوردم دیگر به این سایت نظر ننویسم و جواب فحاشان و منتشرکنندگان را ندهم .
دوستانی که سعادت ملت و خودشان را در نابودی نسل سادات می دانند انجام بدهند و از هیچ تلاشی دریغ نورزند. اصلا بروند حضرت علی و زهرا را دوباره زنده کنند و به خاطر فرزندان مقیم افغانستانش اذیت کنند به من چه؟
اگر جهان هستی و کیهان بزرگ خالق و کائنات و یا به قول کمونیستها حتی نظم و قانون منهای خدا وجود دارد این نظم و قانون یا آن خدای خالق خودش از حق و حقیقت دفاع خواهد کرد یا لا اقل از مخلوق بدون جرمش دست به کار خواهد شد.
ان الله یدافع عن الذین آمنو فی الحیات الدنیا و الاخره
اگر دوستان فحاش علیه سید اگر خداوند را هم افسانه و توتم میدانند باز هم فراموش نکنند
دنیا دار مکافات هست
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو زجو
فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره
اگر با نوشتن فحش علیه نسل و تبار سید مشکلتان حل می شود همه عمر و هستی تان صرف این کار کنید
مگر افراد احساساتی و جوانانی پر شور عمرشان صرف بلاهت نمی کنند
چند تا از دوستان بد زبان و بی اخلاق که عمرتان را صرف فحش و دشنام من و تبار من کنند بدانند که بیش از لیاقت ندارند.
من میروم و با سکوتم در مقابل فحاشان و بی توجهی به نوشته های کینه توزانه انان و جواب فحاشی ندادن برایم خودم عید خواهم گرفت:
کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید
اگر در مسلخ سر دادن نیز باشم با دوستانی که فحش می نویسند صحبتی ندارم بلکه در حضور خداوند این سرود را خواهند:
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرود از یادت
خدایا ترا سپاس از بابت همه نعمتهایت
محسن خان لطف کن و به کسی مثل شمیع قهرمان توهین نکن .
… مطلبی نوشته اند درباره اینکه نباید دعوای سید و هزاره را برفروزیم و باعثت تضعیف ملت و کشور شویم تحت عنوان:
«پاره تنم را از من جدا مکن بی انصاف!»
چون اصل مطلب را نوتانستم به دلیل فلتر بودن بخوانم دوستان خودشان بخوانند. ادرس مطلب هم این است:
بسیاری از یادداشت ها نه تنها سنجیدارِ نقد را زیر پا می گذارند، بلکه با کل سازیِ سادات و قرار دادنِ آن ها تحت حکمِ کلیِ “همه بد” راهِ هرگونه گفت و گویِ اخلاقی را بر می بندند. حکم کلیِ “همة سادات بدند”، از آن جا که بی شمار مواردِ نقض دارد، از نظرِمنطقی غلط است و از نظرِاخلاقی توجیه ناپذیر و غیرِ قابل دفاع…
اگر مدیران سایت میتوانند این مطلب را نشر کنند.
سلام خدمت همه دوستان
ما در کلیت نظام سیاسی افغانستان به غنوان یک قوم (هزاره) از یک جایگاه مطلوب برخوردار نیستیم. بطوریکه در قضایای مختلف ما را به حساب نمی آوذند.
دامن زدن به مسایل سید و هزاره یک کار ابلهانه و بی مفهوم است. زیرا این دو طیف قرنهاست که با هم عجین شده اند.
اگر ما دقت کنیم بحث تنها سید و هزاره نیست بلکه هزاره ها هم بین خود اختلاف زیاد دارند مثل هزاره جاغوری با دیزنگی و دایکندی همچنین هزاره سنی با شیعه و یا هزاره بهسودی با مزاری و امثالهم.
حال مطرح کردن این قبیل موضوعات در سایت اشتباه محض و جاهلی است و می شود آن را جنایت قلمداد کرد امیدوارم گردانندگان سایت به اشتباه خود پی ببرند.
شما نظر دادید یا هر کدوم واسه خودتون یه وبلاگ درست کردین؟؟؟؟
بابا ول کنید تو رو خدا! همش اختلاف….
یکی میگه اون سیده، یکی میگه اون هزاره، یکی میگه اون سنی، یکی میگه…..
آخه چقدر تاجیک و پشتو میکنید چقدر هزاره و سنی میکنید تا کی می خواید همین طور اختلاف داشته باشید تا کی می خواین کشورمون عقب مونده باشه آخه تا وقتی که تمام فکرتون و همه ذهنتون اختلافات قومی و نژادی باشه کی کشورمون رشد می کنه؟……
واقعا براتون متاسفم…..
برای تو حسین و برای کسانی که فکر میکنند حرفای حسین درسته..
آره منم بعضی از حرفاشو قبول دارم اما نه درباره تنها سیدا بلکه تمام آدما و از تمام قشرا، هستند کسانی که یه همچین کارایی کنند اما این شامل تنها سید ها نمیشه
سیدهایی هم هستند که تعصباتی دارند اما من میشناسم کسانی رو که فقط اسمشون سیده و نه اون کارایی رو که شما میگین رو می کنند و نه حرفایی که شما می گین رو میگن….
من هنوز نمی فهمم که چرا بعضی از هزاره ها از سیدا بدشون میاد یا بعضی از سیدا از هزاره ها؟؟؟؟؟؟
و جالب اینجاست که هر کدومشون فکر میکنن همه هم قشریاشون از قشر مقابل بدشون میاد و نظر مثل خودشون رو دارند
من هم با هزاره ها بودم هم با سید ها بودم حرفاشون رو شنیده و نظراتشون رو هم گوش دادم اما کم دیدم آدمایی که مثل شما فکر کنند
واقعا متاسفم چرا با دیدن بعضی آدما به جای همون قشر کم از همه انتقان میگیرین؟ اصلا چرا این همه حرفاتون با عقده و کینه همراهه؟ من هنوز نتونستم درک کنم که چرا این حرفا رو میزنین؟ و از قشر مقابلتون چی دیدین؟؟؟؟؟؟
در ضمن آقای حسین آقا درسته از بعضی آدما یه چیزایی دیدین اما این دلیل نمیشه همه رو متهم کنی و تهمت بزنی
بگو اما دروغ نه
بعضیا از یکی کینه دارن سر یه مساله دیگه اما میان هزار جور تهمت به پاش میزنن
حرفاتم به قول اون آقا یا خانوم هزاره خیلی خنده دار بود نه که خوب نوشته باشیا نه فقط به خاطر اینکه جهالتتو خیلی نشون میده واسه همین هم بهت خندیدم هم تاسف خوردم برای همتون چه سید چه هزاره
اینجوری حتما یه کشور یک پارچه خواهیم داشت و اینکه خیلی زود هم درست میشه
اونوقت مهاجرا تو کشورای دیگه کم میشه و فقیرم نداریم
بیخود نیست افغانستان یکی از عقب مانده ترین کشوراست و کسانی اونم ایرانی ها ما افغانی ها رو به تمسخر گرفتن
برای عزیز ومحسن مینویسم.
درقدم اول سوال است که به ایه مبارکه ان اکر مکم عند الله اتقکم که دوست عزیزما نوشته است ایمان دارید؟ اگر دارید پس شما عرب ها چرا کلمه سید را یک پیشوند عیز ضروری در نام های تان علاوه میکنید؟ جاهلیت شما عرب ها را خداوند آفتابی ساخته که حضرت رسول اکرم را از بین شما وحشی ها برای هدایت شما شکم بزرگ ها برگزیدند. خلاصه میگم سر نوشت این دو قوم عرب تبار وترک تبار فقط به دلیل هم مذهبی بودن شان گره خورده و لا ینفک است تا روزی قیامت. اما به هزارن ومیلیون ها دختر هزاره ترک تبار به عقد سیدها ی عرب تبار درامده و سنت پیامبر خداست کدام اشکالی وجود ندارد.اما شما عرب های نااهل حتی حدیث پیامبر را و نص قران را قبول ندارد و گردن را بالا تر از خدا و پیامبر بالا میکنید. کمتر سراغ دارم که سید دخترش را به هزاره داده باشد با نیت صاف شیعه بودن و مسلمان بودن هرچه که هم هست یا فرار کرده یا قوماندان بوده بطور نا مشروع گرفته است. پس شما اصلا با قران عناد مینماییدو با پیامبر ستیزه دارید. هر که با قران در تضاد باشد کافر است. دوم اینکه شهید امام مزاری در راه تامین عدالت و مبارزه با ظلم و استبداد و حق تلفی های غیز انسانی و اسلامی به شهادت رسید چنانکه مولای متقیان سرورو سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین در مبارزه با یذید با چمعی یاران و طرفدارانش شهید شد. اگر خون ۷۲شهید کربلا به گردن امام حسین است نعوذو باالله پس خون شهدای غرب کابل نیز به گردن امام مزاری است. موضوع مهم اینست که شهید سدی علی علوی یک شخصیت خدا شناس و اسلام شناس استثنایی بود و یاور همیشگی و همسنگر مرد حق و عدالت امام مزاری بود و در رکاب شهیدمزار ی در راه خداوند به شهادت رسید در مکتب مزاریسم و حسینسم تفرقه و جود ندارد. روح پلید یذیدی های زمان انسان های خدایی را به اهانت میگیرند. ان الله خیر الماکرین
نظرات احمقانه و پو چ همه شما را خواندم خاک بر سر همه شما احمق ها
حقتان است که عده ای جاسوس اینگونه شمارا الت دست شان کنند و مانند یک خر
از شما سو استفاده کنند
حقتان است که همه ساله پشتون ها و کوچه ها به زنانتان تجاوز کنند و خانه هایتان را خراب کنند و به زور از سرزمینتان بیرونتان کنند
نمیدانم در این قرن بیست و یک از شما مردمی کوته فکر تر و احمق تر هم در دنیا پیدا میشود؟
مرده شور همه تان راببرد
خاک بر سر همه تان که با ابروی مردم هزاره بازی میکنید
خاک بر سر مالستانی های منافق و خودفروخته به بیگانه و سازندگان فتنه انداز این سایت
قابل توجه همه ی دوستان، تا جایی که مه خواندم همه بر سر حق یا ناحق بودن سید یا هزاره جنگ دارند. دوستان.هر انسانی که کار انسانی انجام دهد آقا و یا سید است. این که هر قمار بازی خود را سید فلانی می نامد کار درستی نیست.یا همان واجب نمودن کلمه ی سید در اول هر نام.این همانند کلمه (سر) در بریتانیا است و در حقیقت بالا و پایین قرار دادن انسان هاست. بدون دلیل و باعث ناراحتی در میان مردم می شود. و من فکر می کنم مشکل اصلی ما با کسانی که خود را سادات مینامند سادات بودن آنها نیست.بلکه دلیل جدا خواهی آنهاست . قبل از دست اندازی انگلیس به خراسان ما تعداد بسیار ناچیزی سید داشتیم. اما بعد از رفت و آمد انگلیسی ها به کمپانی هند شرقی و جنگ هایی که با هزاره ها داشتند تعداد سادات در میان مردم هزاره بصورت ناگهانی زیاد شد. همواره گفته می شود انگلیسی ها برای شکست هزاره ها در میان آنان سربازان (هندو خود را که در سفر های بسیار زبان و لهجه مردم بومی را یاد گرفته بودند) را میفرستادند تا با نام سادات و شباهت چهره ای که داشتند دست به خراب کاری و بی اتفاقی بزنند. من این فکر را بسیار نزدیک می بینم ، چراکه سادات واقعی در مدت سالها با ازدواج و تولید نسل در میان مردمی زرد پوست چهره ای ریش دار اما هزاره پیدا کرده بودند و فقط تعداد بسیار کمی از آنها با وجود ادغام هنوز چهره سامی داشتند. ولی امروزه اکثریت ساداتی که ما داریم با چهره کاملا غیر هزارگی دیده می شوند. منظور من این نیست که اگر کسی سید واقعی نباشد انسان بدی است ، منظور من اینست که اکثر این سادات بدلیل تبلیغات پدرانشان که سربازان کمپانی هند شرقی بودند. افکار ضد هزارگی دارند.و مشکل بدتر اینست که تعدادی از آن سربازان بعد از اتمام جنگ انگلیس با هزارهها در میان ما مردم ماندند و حتی با سادات واقعی که در آن زمان سادات گرا نبودند ادغام شدند و بخاطر اینکه در جامعه ی قبیله ای هزاره ها زندگی کنند از نام و نشان سادات واقعی سو استفاده کرده و برای اینکه از هندو بودن آنها کسی باخبر نشود برای خود آبا و اجداد تراشیدند و برای افشا نشدن این مسایل بسیار با تعصب خود را سید نامیدند.چرا که سادات دارای احترام و جایگاه بسیار خوبی در جامعه ماداشتند ، و این باعث تمع سربازانی شد که به خاطر گرسنگی به اردوی انگلیس پیوسته بودند. بد بختانه امروز دیگر این سربازان قابل تفکیک نیستند و افکار ضد هزارگی آنها به پای رسول خدا و فرزندان حضرت علی نوشته می شود ، در صورتی که آنها اصلا عرب و سامی نژاد نیستند بلکه فقط افکار سربازان انگلیس را که در زمان پدرانشان وجود داشت را نشر می کنند.اما امروزه نباید چون آنها قیافه شان به ما نمی خورد از ما دور شوند چرا که مردم هزاره بسیار بزرگوارند و این را در طی چندین قرن به تمام جهان نشان دادند.ما باید آنها را به عنوان مردمی هزاره در بین خود قبول کنیم و از ایجاد ناراحتی ها دوری ورزیم . زیرا آنها هم انسانند و حق زندگی دارند. و سید بودن یا نبودن آنها نباید باعث نژاد پرستی در بین مردم با فرهنگ هزاره شود.چون ما که سرباز انگلیس نیستیم ، پس باید بزرگوار و باهوش باشیم.
برای همه کسانی که وقت شان را با جنجال پوشالی سید و هزاره می گیرند بسیار متأسفم؛ همین طور از آقای توسلی غرجستانی که چنین موضوعات بی حاصلی را در وبلاگ خود قرار داده است.
در روزگاری که گروهی، شیعه را به عنوان ملت افغان قبول ندارند و گروهی دیگر مسلمان را تروریست می خواند چشم و دل پیشوایان شما روشن که به این قزعبلات و مزخرفات افتاده اید؛ به خصوص که از نوشته های اکثرتان برمی آید که سالها در حوزه های علمیه نان خور بوده اید.
[...] تذکر: ( مقاله زیر چندی قبل ابتدا در سایت سکوت منتشر شد که بزودی برداشته شد و بعد در برخی ویبلاگ ها و سایت های دیگر منتشر شده که تقریبا از همه جا برداشته شده است اما در سایت غرجستان در بخش نظرات زیل یکی از مطالب مرتبط با این موضوع موجود است که نویسنده اسم شان حسین ذکر شده است. منبع: زیل این مطلب ( سیادت؛ ذاتی یا اکتسابی؟)http://ghurjistan.com/archives/1865 [...]
مقاله فوق وتمام نظرات رامتاسفانه مطالعه کردم (ایکاش درین سایت نمیامدم ونمیخواندم) واز توهین های بی اساسی که بعضی دوستان به عموم سادات رواداشته اند سخت برا شفته شدم. امااگر من نیز به عنوان یک سید جواب بالمثل بنویسم نتیجه چه میشه؟؟؟؟؟؟
به نظر من تا سید ها با هزاره ها وهزاره ها با سید ها درتفاهم و برادرانه زندگی نکنند روز ماهمین خواهد بود که تا حال بوده. درکابینه دولت به عنوان وزیرکسی را نخواهیم داشت. مالک زمین های کشت شده خود نیستیم وسروروی ما پرخون از خنجر خودما خواهد بود.
با اینکه تمام تقصیر ها را گردن سادات بیندازیم موافق نیستم چرا که بسی انسانهای شریف نیز در بینشان میباشد
خب اگر کسی بیاید دست مرا ببوسد و به من پول بدهد من بدم نمیاید مشکل از خود ماست که آنها سوار مردم ما شده اند.
اگر بگوییم آنها از سادگی مردم سو استفاده کرده اند هم اشتباه است آنها از جهل مردم استفاده کرده اند و مقصر این جهل نیز خودمان هستیم
اما جناب سید مهربان که روضه مفصل فاطمه زهرا برایمان خواندی و ما هم خیلی گریه کردیم بد نیست به لینک زیر نگاهی بیندازی: http://naryn.blogfa.com/post-33.aspx
در کتاب «پند های پدرانه برای طلاب و مبلغین» بخش استفتائات صفحه ۱۴۸ مطلبی را دیدم که لازم بود درج کنم
از رهنمود های مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید طباطبائی حکیم(مدظله)
سوالی در این باره شده است که لازم دانسم برای همه خوانندگان سایت ارسال کنم.
سوال: بسیاری از عشایر و خانواده هایی علوی «سادات» اجاز نمی دهند که دخترانشان به همسری غیر از علوی «سید» درآیند. حتی اگر پیشنهاد دهنده و درخواست کننده دختران آنها از نظر شرعی و عرفی همسان و هم شان آنها باشد.و نتیجه¬ای چنین اندیشه¬ای چنین پیش آمده است که بسیاری از دختران و دوشیزگان علوی، پیر دخترانی شده اند که بخاطر محرومیت از مهر و غریزه و عشق مادری و دیگر نیازهای زندگی دچار بحرانهای مشکل و دشواری شده اند، از حضرتعالی خواستاریم نظر بزرگوارانه خویش را درباره این پدیده بیان فرمائید؟
جواب: اسلام با بیان و زبان پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از خاندان رسالت ایشان بر این نکته تاکید داشتند که تفاوتها و فاصله های خانوادگی در مسئله ازدواج را به کناری بنهند و انسان مومن همسان و کفو زن مومن است همانگونه نیز بر این نکته تاکید داشته اند که شایسته است به دین و آئین و خلق و خوی و امانت و عفت و نجابت توجه شود و از پیامبر(ص) و همچنین امامان معصوم(ع) در بسیاری از روایات چنین آمده است:«اگر کسی که به خلق و خوی و دین ایمانش رضایت داشتید به خواستگاری آمد او را به همسری درآورید، و هرآینه اگر چنین نکردید فتنه و فساد تباهی بزرگی خواهد شد»
شایسته نیست که خواستگار و درخواست کننده مومن را اگر انسان مومن و پابند به دین بود و خلفی نیکو داشت دست رد بر سینه او بزنید، به ویژه اگر توانمند بود و توان آن را داشته باشد که با دست و بازوی خویش به کوشش و تلاش بپردازد و رزق و روزی خودش و خانواده اش را بدست آورد.
اما آنچه در میان برخی از عشایر و طایفه ها مرسوم شده است که دختران خود را به دیگران و غیر خودی نمی دهند، به دلیل اینکه عزّتی برای خویش و بزرگی و برتری از دیگران قائل هستند. چنین کار و اندیشه ای پاسخی به دعوت فریبکاران شیطان در تعصب جاهلیت است. و افزون برآن نیز بیگاری زنان و محروم نمودن آنان از مهمترین حقوق آنهاست و اگر صبر پیشه کنند، ستمی بر آنها رفته است که هیچ یار و یاوری جز خداوند ندارند، و این زشت ترین و پلید ترین ستمی است. و اگر از مرزهای خویش تجاوز کند که این جرم و گناه از آنها و از طایفه و تبار آنهاست و ننگ و بدنامی برآنها و بر طایفه آنهاست و فرجام و پاسخگوئی ستمگرانه ای که پیامد های آن می گردد که خداوند هرگز چنین آئینی در این دین ننهاده است«افحکم الجاهلیة یبغون و من أحسن من الله حکماً لقوم یوقنون» (آیا آنها حکم جاهلیت را از تو می خواهند، و چه کسی بهتر از خداوند. برای قومی که اهل یقین هستند حکم می کنند؟) سوره مائده/۵۰
و از تفاوتهای شگفت انگیز و عجیب این است که شرف و عزت و بزرگ منشی اینان به پیامبر(ص) است و افتخار و بزرگی پیامبر خدا (ص) این است که پایبندی خویش را به احکام دین و آئین خداوندی هر آن نشان داده است سپس آنان در حالی که حکم خداوند و سنت پیامبرش را با خوار شمردن و پشت پازدن و گذشتن از مرزهای خدائی سبک شمرده و از آن خارج می شوند؟!
از متن کتاب «پند های پدرانه برای طلاب و مبلغین» بخش استفتائات صفحه ۱۴۸
از رهنمود های مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید طباطبائی حکیم(مدظله)
انتشارات دارالهلال http://www.alhelal.org چاپ پنجم ۱۳۸۷
قم : دفتر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد سعید طباطبایی حکیم(مدظله)
تلفن: ۰۲۵۱۷۷۴۲۱۴۶
نمیدانم این سایت دست یک مسلمان است یا دست مزروران وطن فروش که این زخم های کهنه را باز میکنند در یک جای سایت بحث ایرانی و افغنی و در جای دیگر بحث سید و هزاره اینهایی هم که به هردو گروه فحش میدهند یا شکماشان سیر هست و کونمست هستند و یا پول از جای دیگر میگیرند تا بین مسلمین تفرقه بیاندازندچ
مردم غیور و شریف هزاره همیشه نسبت به سادات لطف داشته اند و سادات هم همیشه در کنار مردم هزاره بوده اند. اما هزاره ها در بغضی جاها راست میگویند چون بعضی وقتها اخترام بیش از حدشان به بعضی سید ها احساس خلصه به سیدها وارد کرده و خود را بالاتر می بینند و بعضی از براداران هزاره هم که کمی کله شق هستند و اداعای لاتی و بی ایمانی داشنند این لاتی خود را با اذیت سادات نشان میدادن که ببینید من چقدر لات هتسم که میتوانم یک سید را بزنم.
خوب گذشته از این صحبتها من خود به عنوان یک سادات هیچ برتری نسبت به براداران هزاره خود احساس نمیکنم و در بعضی جاها دست ایشان را می بوشم چون خالصترین شیعه همین مردم هزاره هستند. من همیشه در بین غیر هزاره ها خود را هزاره مغرفی کرده ام و نگفته ام که من سید هستم چون میدانم که اگر خود را پاره هم کنم آنها مرا به چشم یک شیعه هزاره نگاه میکنند.
در پایان از اینگه از بغضی لغتهای بد استفاده کردم متاسفم چون میخاست مطلب روشن شود
بابا عجب برنامه ریزی شده و خوب و کارشناسی شده این چیزها را مینویسید چقدر از آمریکا پول گرفتید؟
چقدر وقت صرف کردید که این شعر را بسرایید؟
شما سید قلابی خانم چقدر فکر کردی این مطلب را بنویسی
بابا فکر نکنید مردم خر هستند شیعه بی کس نیست به خدا ما امام زمان داریم و همیشه نظرش به ما هزراره ها و سیدها هست شما خود را …. بکنید ما گرل شما را نمیخوریم ماشااله بیشترین قشر دانشجو و فرهیخته را همنی قوم شیعه دارد و این جوانان فرهیخته به داد مردم مظلوم خود هستند.
من خودم یک نهضت راه انداخته ام و حدود ۵۰ شاگرد دارم تا به آنها سواد یاد دهم و به آنها یاد بدهم مواظب انسانهای خائنی مثل شما باشند. یعنی آدم احمق باشه و این نوشته ها را بخونه و نفهمه که هر دو کروه معاند از یک آخور می خورند.
ظلم ستیزی و کوشش نمودن برای برطرف کردن موانع راه عدالت اجتماعی در جامعه ما، از مهمترین وظایف افراد جامعه است.
یکی از موانع در راه ظلم ستیزی و نیل به عدالت اجتماعی، موضوع اشرافیت ذاتی و نسبی و ارثی است که در قالب اشرافیت سادات و پیر و پیرزاده و ملا و خان و خانزاده و فلان قوم خاص در جامعه ما ، وجود داشته و دارد.
هر آدم باسواد و متعهد و آگاه و تحصیل کرده و هر روشنفکر دلسوزو هر عالم دینی با اخلاص و راستگوی، وظیفه دارد که با اشرافیت ارثی و ذاتی کفر آمیز و شرک آلود و ضد ارزش بشری، مبارزه کرده و در تضعیف آن بکوشد. زیرا چنین اشرافیت هایی، باعث برتری خواهی ناروا و مایه حق کشی و استبداد و باعث تلف شدن حق و نیروهای خلاق و کارآمد جامعه میباشد.
ما باید یک ملاک معقول و مشروع برای خوب بودن یا نبودن افراد داشته باشیم. ملاک برتری و شرف و ارزش برای یک فرد یا افراد در جامعه، باید میزان علم مفید و هنر و توانایی بالاتر در رفع معضلات اجتماعی و میزان سود رسانی و تعهد وی به جامعه اش باشد. هرکس چنین باشد خوب و شریف و با ارزش است، چه سید باشد و چه ملا و چه خان و یا از قوم افغان و یا هزاره. اگر کسانی فاقد چنین خصوصیاتی باشند و ادعای ریاست اجتماعی و شرافت ذاتی و خانوادگی کنند، باید مورد نقد و ملامت و سرزنش عموم قرار گیرند؛ تا اینکه یا از خر شیطان پایین بیایند و خود را مطابق معیارهای معقول و مشروع عیار ساخته و برابر و برادر با بقیه مردم زندگی کنند، و یا اینکه در انزوا و گمنامی و بدنامی بپوسند و بمیرند.
خوشبختانه مردم ما به حدی از درک و شعور رسیده اند که ملاک خوبی و بدی افراد سرجنبان جامعه را، میزان سود رسانی و تعهد آنها به جامعه میدانند. مردم ما سید اسماعیل بلخی را که چهارده سال برای رفع ظلم از مردم خود به زندان بسر برد، و افردای مانند دکتر عسکر موسوی و سید ابوطالب مظفری و… را که درد مردم خود را فریاد میکنند و خود را برابر با مردم خود میشمارند، دوست دارند و از خود میدانند و به آنها احترام دارند.
اما سادات گدا و دروغگو و بیکار و فاسد و انگل و مفت خور و ناهنجارو شیخ شهوت غدار قندهاری و بعضی ملایان بی سواد و دروغگو و خودخواه و بی خاصیت و بعضی ساداتی را که از خون هزاره به نان و نوا و وزارت و وکالت و رهبری رسیدند، مانند سید فاضل منحوس و قرآن به کمر خورده (کسی که سنگر شکست خورده افشار را تقریبا شکست کافران مکه در برابر پیغمبر خواند و شعار پیغمبر در روز فتح مکه را شعار داد، که «الیوم یوم المرحمه» یعنی امروز به این کافران شکست خورده رحم کنید. ) و سید هادی (که پس از فروختن افشار، سیاف قاتل هزاره را پسر عموی خود خواند) و سید انوری (که در اوایل کرزی بغیر از خانه مجلل مسکونی اش، به مبلغ دو صد هزار دالر یک دانه قصر را که گفته میشد از نوادگان امان الله خان است، خریداری کرد و نیز شش دانه اسپ گران قیمت در روبروی خانه اش در قلعه فتح الله در کابل داشت و خدمتکارانش به هر کدام انها بغیر از علف، روزانه پنج دانه تخم مرغ خانگی می خوراند، در حالی که هزاران بیوه و یتیم کابل شبها گشنه می خوابیدند) و فاضل زادگان عیاش و سودجو و مخفی شده در زیر نام خاتم النبیین دشت برچی را که با علم ساختگی امام حسین (ع) جیب مردم ساده لوح و مذهبی را خالی می کردند و خیلی کارهای ناروای دیگر میکردند، و هر سنگر فروش و برتری طلب و نژاد پرست و بیگانه گرا ، که آبروی دین و مذهب و پیغمبر و امامان را برده اند، و کسانی که خود را از نسل خدا و آسمان میدانند و احترام ستایش و دست بوسی و ریاست و آغایی را حق مسلم خود میدانند و خود را از مردم هزاره نمی دانند و از هزاره و شیعه و دین و مذهب استفاده ابزاری میکنند و در روز غم و مصیبت مردم را تنها می گذارند، اینطور افراد مورد نفرت و انتقاد و بی توجهی بیشتر مردم و باسوادان جامعه ما میباشند و باید باشند.
بعضی کسانی که از دشمنی هزاره و سید ترس و بیم دارند، باید توجه کنند که چرا آدم برای یک مشت برتری خواهان و نژادگرایان ریاکار اشک تمساح بریزد؟ ما هیچگاه سیدها را جدا از خود نخوانده ایم و وقتی هزاره می گوییم منظور جدا کردن هزاره از سید نیست. آنها هستند که از این نام بد شان می آید و بردن نام هزاره را کفر گویی می خوانند. ما به ساداتی که بیشتر شان از نظر حسب و نسب هم خوب معلوم نیستند که از اولاد بنی عباس اند یا از اولاد علی و یا از فقیران و مخبران تاجیک اند که به خاطر فقر و یا برای جاسوسی توسط حاکمان وقت، به داخل هزاره ها آمده اند، یکطرفه دختر داده ایم، زمین داده ایم، خمس داده ایم، دست شان را بوسیده ایم، در صدر مجلس نشانده ایم. شما خود بگویید بیشتر از این ها چه کار باید می کردیم که سادات محترم از ما راضی شوند. اگر ساداتی که کمتر از نیم درصد مردم هم نیستند، ناراض باشند چه می توانند؟ آنها خود را از ما و ما را از خود نمی دانند و افغان و تاجیک را از ما بهتر و محترم تر میدانند و ازدواج با پسر هزاره را ناروا و نامقبول و ازدواج با دختر هزاره را مشروع و مقبول میدانند. یک طرفه از هزاره دختر می گیرند و یک طرفه توقع احترام و خمس و کمک دارند و در اغلب موارد از مردم بی سواد و مذهبی استفاده ابزاری میکنند. آنها کی و در کجا و چه تاریخی دوست واقعی مردم بوده و خالصانه کار کرده و به درد مردم ما خورده اند که حالا دشمن یا ناراض باشند؟ آنها مانند پشک اند و بهتر از این نمیشوند. آنها هرچه توانسته اند کرده اند و حالا هم پنای مردم به خدا.
دغدغه ما شیعیان و هزاره های اسماعیلی باید باشد که بخش عظیمی از پیکر پاره شده ما هستند. دغدغه ما هزاره های دلسوز و ستم کشیده سنی در بغلان و قندز و بادغیس و پنجشیر و تگاب و نجراب و پروان و… باشند که هم می توانند دوست و پشتیبان با صداقت و طبیعی ما در درازمدت باشند و هم توانایی و ظرفیت اجتماعی و بالقوه دارند.